عملیات والفجرمقدماتی و یک

 

شرایط پیش از عملیات والفجر / بن بست و توقف

روند تحولات جنگ در سال سوم بر اساس دو شاخص آغاز شد. نخست آنکه پیروزی های پی در پی ایران با آزاد سازی مناطق اشغالی طی چهار عملیات گسترده و آزادسازی بیش از 10000 کیلومتر مربع "به منزله ظهور قدرت نظامی جدیدی در ایران انقلابی با محوریت سپاه در منطقه و سقوط احتمالی رژیم عراق ارزیابی شد. تهدیدات ناشی از این تحولات برای منافع آمریکا و غرب، زنگ خطر را به صدا در آورد و کلیه منابع و امکانات سیاسی و تبلیغاتی غرب برای مقابله با پیدایش وضعیت جدید در منطقه و مقابله با تغییر توازن به سود ایران، بسیج شد. امتناع از ارایه امتیاز و به رسمیت شناختن حقوق جمهوری اسلامی و خودداری از معرفی عراق به عنوان متجاوز*

---------------------

* البته سال ها بعد از آتش بس و پس از تجاوز عراق به کویت، سازمان ملل، عراق را به عنوان متجاوز در جنگ ایران و عراق معرفی کرد.

---------------------

و نپذیرفتن پرداخت غرامت به ایران، بخشی از روش های مقابله با موقعیت برتر ایران بود و همین مسئله عملا مانع از خاتمة جنگ شد.

شاخص دوم در واقع درک ایران از موقعیت نظامی خود و اوضاع بین المللی برای نادیده انگاشتن آن بود. به عبارت دیگر، امکان دستیابی به پیروزی سریع و زود هنگام بر عراق سهل و آسان پنداشته می شد. لذا با تکیه بر همان تاکتیک های پیشین (1) عملیات رمضان آغاز گردید.

عراق در مرحله جدید جنگ و پس از شکست های پی در پی، در برابر وضعیتی دشوار قرار داشت. در واقع سرنوشت عملیات رمضان با سرنوشت رژیم حاکم بر بغداد گره خورده بود. برای همین، مقابله با تهاجم ایران می توانست تزلزل روحی - روانی موجود در ارتش عراق و موقعیت سیاسی صدام را برطرف سازد و مجددا اعتماد به نفس را به ارتش عراق و حامیان منطقه ای عراق بازگرداند.

در این حال عراق با استفاده از فرصت کوتاهی که ذهنیت و تلاش مسؤولان جمهوری اسلامی به تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان معطوف شده بود، موانع و استحکامات بسیاری*

---------------------

* برخی از این موانع و استحکامات در سال های قبل از انقلاب ایجاد شده بود. مانند کانال پرورش ماهی به طول 40 کیلومتر، عرض 1 کیلومتر و عمق 2 متر که چون سدی در مقابل بصره خودنمایی می کرد.

---------------------

- که با گذشته تفاوت آشکاری داشت - در منطقه شرق بصره ایجاد کرد. (2)

با تغییر زمین منطقه نبرد و آرایش و استحکامات جدید دشمن و آمادگی دفاعی نسبتا مطلوب ارتش عراق، نیروهای ایران در عملیات رمضان با وجود در هم شکستن خطوط دفاعی عراق به دلیل نداشتن امکانات مناسب مهندسی و زرهی برای تثبیت مواضع جدید، سرانجام به مواضع قبلی خود بازگشتند. گرچه در این عملیات تلفات بسیاری به دشمن وارد شد ولی ابتکار عمل در اختیار قوای نظامی ایران نبود. (3)

عملیات رمضان پیامدهای استراتژیک برای طرفین درگیر در جنگ داشت و روند جنگ در سال سوم و سال های بعد را شکل داد. عراق در این عملیات برتری زرهی و استحکاماتش را به نمایش گذاشت و همین مسئله مهم ترین عامل موفقیت دفاعی عراق در سال های 1362 و 1363 بود. (4)

حال آنکه قدرت زرهی ایران که برای آخرین بار در عملیات هویزه به فرماندهی بنی صدر به نمایش گذاشته شده بود، به دلیل نتایج نامناسب عملیات و از دست دادن امکانات زرهی و جایگزین نشدن آن و مهم تر از آن با تغییر تاکتیک های رزمی در مرحله آزادسازی مناطق اشغالی، هرگز بازسازی و احیا نشد و یگان های زرهی تنها نقش پشتیبانی و اجرای آتش داشتند که این وضعیت تا پایان جنگ ادامه یافت. (5)

بنابراین با اجرای عملیات رمضان کاستی های موجود در قدرت زرهی، مهندسی و توپخانه ایران نمایان شد و همچنین این تصور به وجود آمد که سازمان رزم ایران از نظر حجم و شکل سازمانی دچار کاستی است و برای دستیابی به پیروزی نیاز به بازسازی و گسترش دارد. (6) این برداشت به اقداماتی انجامید که در آستانه عملیات والفجر مقدماتی نتایج آن با "تغییر در سازمان رزم و سپاه و گسترش آن" آشکار شد. (7)

جمهوری اسلامی پس از عملیات رمضان در وضعیت بسیار دشواری قرارگرفت. بدین معنا که پس از فتح خرمشهر با راه حل سیاسی و مذاکره قادر به تأمین خواسته های برحق خود نبود و با عملیات رمضان نیز نتوانست در تداوم پیروزی های مرحله پیشین و تبدیل آن به یک پیروزی استراتژیک جنگ را با پیروزی نظامی و قاطعانه در کنار شهر بصره خاتمه دهد. (8)

پیدایش وضعیت جدید برای ایران، تا اندازه ای نتیجه نادیده انگاشتن تغییر اوضاع جنگ و اقتضائات گذر از مرحله پیشین به مرحله جدید و همچنین خوش بینی درباره آسیب پذیری عراق بود. (9)

بنابر واقعیت های موجود، ایران برای ادامه جنگ ناگزیر از ورود به داخل خاک عراق بود ولی آنچه که اوضاع را به زیان ایران تغییر داد، تأخیر در تصمیم گیری و فراهم نکردن شرایط و امکانات لازم در مرحله جدید برای تداوم جنگ در خاک عراق بود. دشمن از نظر تاکتیکی و عملیاتی، دشمن پیشین نبود و ضرورت داشت که تاکتیک های جدیدی اتخاذ شود ولی این ضرورت با تأخیر درک شد. (10)

همچنین به نظر می رسد با وجود اجماع نظر مسؤولان سیاسی و نظامی برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، درباره چگونگی این حرکت و مراحل بعدی و همچنین خاتمة آن، نظریات به صورت یکسان، هماهنگ، شفاف و روشن نبوده است و به دلیل وضعیت خاصی که برای تصمیم گیری وجود داشته، فرصت لازم برای بحث و بررسی در این زمینه فراهم نشده است.

صرف نظر از احتمال مذکور، پس از عملیات رمضان به تدریج این مسئله روشن شد که استراتژی جمهوری اسلامی دستیابی به صلح با کسب یک پیروزی می باشد. (11) بدین شکل که ایران با یک عملیات پیروز، دشمن را در وضعیتی قرار دهد که سرانجام جز ارائه امتیاز به ایران و پایان دادن به جنگ راه حل دیگری نداشته باشد. این تفکر تدریجا بر جنگ سایه افکند و تا پایان جنگ همچنان حاکم بود.

برخلاف ایران که با عملیات رمضان و به طور مشخص پس از عملیات رمضان برای دستیابی به صلح و با تمایل به اتمام سریع جنگ، می جنگید و بازسازی مناطق و شهرهای مرزی را نیز براساس همین تدبیر آغاز کرده بود، عراق با اندیشه جنگ طولانی، اقدامات نسبتا گسترده و اساسی را آغاز کرد. نخست آنکه سازمان ارتش عراق را بازسازی و به تشکیل تیپ های سه رقمی*

---------------------

* ضرورت گسترش سازمان رزم عراق سبب گردید عراقی ها با جمع آوری نیرو به تشکیل تیپ های جدیدی اقدام کنند. شماره این یگا ن های جدید تماما سه رقمی بود، لذا به تیپ های سه رقمی مشهور شدند. وجه تفاوت یگان های جدید با یگان های قبلی ارتش عراقی، ضعف در توانایی دفاعی و تهاجمی آنها بود.

---------------------

اقدام کرد و برای مقابله با تاکتیک های ایران آرایش دفاعی خود را تغییر داد و مواضع و استحکامات جدیدی ایجاد کرد. (12) همان طور که اشاره شد آمریکایی ها عمیقا از روند پیروزی های رو به گسترش ایران و تداوم جنگ در خاک عراق و سقوط احتمالی صدام نگران بودند، سولیوان سفیر سابق آمریکا در ایران طی تحلیلی حتی پیش بینی کرد صدام تا سال 1983 سقوط خواهد کرد. سفیر وقت آمریکا در عربستان (ریچارد مورفی) در توضیح علل نگرانی آمریکا، تأیید کرد که: "ما نگران گسترش شیعه گرایی تندرو بودیم." (13)

آمریکا برای مقابله با تأثیرات احتمالی ناشی از پیروزی ایران، تمهیدات جدیدی اتخاذ کرد. گرچه نتایج عملیات رمضان به منزل بازیابی توانایی دفاعی عراق برای مقابله با تهاجمات ایران ارزیابی شد و به اطمینان خاطر آمریکا منجر گردید و همین موضوع سبب شد جنگ ایران و عراق، به عنوان اولویت های اول سیاست خارجی، از دستور کار ریگان خارج شود. (14) ولیکن تداوم جنگ به عنوان یک واقعیت و ضرورت کنترل و مهار آن، سیاست منطقه ای آمریکا را شکل داد. استراتژی جدید آمریکا درباره جنگ ایران و عراق بر این پایه قرار داشت که "جنگ را در یک محدوده معین نگه دارد." (15)

و ضمن ممانعت از پیروزی ایران، حمایت های لازم را از عراق به عمل آورد. آمریکایی ها برای توجیه این سیاست، بر این موضوع تأکید می کردند که "سیاست نه شکست نه پیروزی" را دنبال می کنند. آمریکا برای تحقق این استراتژی از کشورهای عرب متحد خود درخواست کرد به عراق کمک مالی کنند. کشورهای صنعتی متحد آمریکا نیز ترغیب شدند که سلاح های بیشتری در اختیار عراق قرار دهند. ریگان طرحی نیز آماده کرد تا در صورت سقوط رژیم عراق، آمریکا با مداخله سریع، اوضاع را کنترل نماید. از طرف دیگر، آمریکایی ها تنها به دلیل اهمیت و حساسیت مسئله اسرائیل، بیشترین تلاش و توجه خود را روی حل بحران جنوب لبنان و جلوگیری از تأثیرگذاری ایران بر حوادث لبنان متمرکز ساختند.

سیاست جانبدارانه آمریکا عراق - که مشاور امنیت ملی ریگان رسما آن را در تاریخ 17/12/1361 تأیید کرد*

---------------------

* وی در تاریخ یاد شده رسما اعلام کرد: آمریکا در جنگ جانب عراق را گرفته است.

---------------------

سبب گردید پس از حذف نام عراق از فهرست کشورهای به اصطلاح تروریست، وزارت خارجه آمریکا طرحی را برای کمک به عراق (از جمله صدور غله به این شکور) تهیه نماید. بر همین اساس در آذر 1361 بنگاه اعتبار کالا (شاخه ای از وزارت کشاورزی آمریکا) اعتباری 300 میلیون دلاری برای خرید برنج و گندم در اختیار دولت عراق قرار داد. دولت آمریکا تضمین داد اگر عراق تا سه سال آینده پول غله را نپرداخت، رأسا صورت حساب طلبکاری های عراق را خواهد پرداخت. این اعتبار در مرحله بعد به یک میلیارد دلار افزایش یافت. (16) آمریکایی ها با این اقدام مرحله جدیدی از کمک به عراق را آغاز کردند که به تدریج به همکاری در زمینه های اقتصادی، اطلاعاتی و حمایت های سیاسی - تبلیغاتی و نظامی منجر شد.

در مرحله جدید جنگ، شوروی که ظاهرا پس از تهاجم عراق به ایران ارسال سلاح به عراق را قطع کرده بود، با بهبود مناسبات، مجددا ارسال سلاح به عراق را از سرگرفت. در نوامبر 1982 تعداد 1000 تا 1200 مستشار نظامی شوروی به عراق مراجعت کردند و 400 تانک تی - 55 و 250 تانک تی - 72 به عراق تحویل شد و تعداد زیادی موشک و تعدادی جنگنده های میگ 25 شناسایی و هلی کوپترهای توپدار به عراق ارسال گردید. (17) ارسال تانک های تی - 72 به عراق توان دفاعی عراق را برای مقابله با تهاجمات ایران به نحوی مؤثر تقویت کرد طوری که برخی از ناظران، تجهیزات ارسالی به عراق را صرف نظر از ابعاد سیاسی آن، به لحاظ نظامی دارای "اهمیت استراتژیکی" ذکر کردند. (18)

فرانسوی ها که از سال ها قبل بخشی از نیازمندی های عراق را تأمین می کردند، تلاش بسیاری برای تقویت قدرت تهاجمی هوایی و واحدهای ضد هوایی عراق انجام دادند. بنابر برخی گزارش ها فرانسه نخستین جنگنده بمب افکن "میراژ" را بلافاصله پس از آزادی گروگان های آمریکایی از ایران (در بهمن 1359) به عراق تحویل داد. دقیقا 10 روز پس از آنکه گروگان های آمریکایی ایران را ترک کردند (بهمن 1359) چهار میراژ فرانسوی با هدایت خلبانان نیروی هوایی فرانسه وارد قبرس شد که خلبانان عراقی آنها را به عراق منتقل کردند. (19) پس از آن هم به تدریج میراژهای فرانسوی در پی سفارش عراق به این کشور تحویل شد. علاوه بر این، فرانسوی ها با تحویل موشک اندازهای "رولاند" شبکه دفاع هوایی عراق را تقویت کردند. همچنین 13 دستگاه موشک انداز متحرک، علاوه بر سکوهای ثابت به عراق تحویل شد. (20)

بازسازی راکتور هسته ای ازیراک - که در سال 1981 به دست اسرائیلی ها منهدم شده بود - از جمله کمک هایی بود که کلودشسون وزیر خارجه وقت فرانسه در دیدار ژانویه 1983 با طارق عزیز قول آن را داد.

احداث شبکه پناهگاه های پر هزینه زیرزمینی، بخش دیگری از تلاش های عراق بود که در ژوئن 1982 با تصمیم صدام و مشارکت مهندسان انگلیسی آغاز شد. کالین گرافت رئیس فدراسیون مشاوران و مقاطعه کاران پناهگاه های هسته ای انگلیس می گوید: "شرکت های انگلیسی طرح هایی ارایه کردند که به موجب آن برای 48000 سرباز پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه تونلی پولادین داشت و می توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. در هر پناهگاه پست های فرماندهی، محل بیماران، اتاق های ضد آلودگی، آشپزخانه، انبار غذاهای خشک، آب و قورخانه، یعنی تمامی ملزومات یک اقدامات بلندمدت پیش بینی شده بود." (21)

در مجموع با اقداماتی که رژیم عراق پس از فتح خرمشهر به ویژه بعد از عملیات رمضان برای تقویت بنیه دفاعی خود انجام داد، چنین به نظر می رسید که موقعیت سیاسی صدام نیز تحکیم شده است.

ضرورت ادامه جنگ پس از عملیات رمضان و تأکید امام خمینی بر ضرورت حضور نیروهای مردمی در جبهه، به عنوان واجب کفایی، تحرک لازم را برای بازنگری وضعیت حاکم بر صحنه جنگ و اتخاذ تدابیر ضروری فراهم ساخت. طی جلساتی که در همین زمینه در قرارگاه کربلا با حضور فرماندهان ارتش و سپاه تشکیل شد، اجرای عملیات محدود به منظور اخذ فرصت از دشمن تا آماده شدن شرایط لازم برای عملیات گسترده تأکید گردید. (22) در واقع از یک سو ادامه جنگ ضرورت داشت و از سوی دیگر با توان موجود امکان دستیابی به پیروزی با دشواری های بسیار همراه بود. استراتژی نظامی ایران در این مرحله اجرای عملیات محدود در مناطق غرب و جنوب کشور با هدف ایجاد فشار نظامی و تجزیه قوای دشمن و ممانعت از ایجاد فرصت حمله برای دشمن بود. (23) این امیدواری وجود داشت که با اجرای سلسله عملیات محدود، فرصت و زمینه لازم برای اجرای عملیات گسترده فراهم شود. (24) در این چارچوب عملیات مسلم بن عقیل در منطقه غرب سومار طرح ریزی و در تاریخ 19/7/1361 اجرا شد و یک ماه بعد عملیات محرم در جنوب شرقی دهلران در غرب عین خوش، در تاریخ 10/ 8/1361 انجام شد که هر دو عملیات با موفقیت همراه بود.

موقعیت دشمن در منطقه عمومی العماره و موفقیت در عملیات محرم به طرح ریزی عملیات والفجر با هدف تصرف پل غزیله و رسیدن به حلفائیه انجامید. انتخاب نام "والفجر" علاوه بر تقارن زمانی با دهه فجر، اساسا با این تفکر انتخاب شد که در آستان برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها، سرنوشت جنگ با شکست عراق مشخص شود. عملیات والفجر در موقعیتی که بسیاری از مسؤولان کشور با امیدواری به صحنه جنگ می نگریستند در تاریخ 17/11/ 1361 آغاز شد. مواجه شدن رزمندگان با خطوط دفاعی جدید عراق و قرارگرفتن بیش از 16 رده از موانع مختلف در برابر آنها و سایر مشکلات و ناهماهنگی ها مانع از دستیابی به اهداف عملیات شد. (25) ضمن اینکه اختلاف نظر ارتش و سپاه درباره طرح ریزی، فرماندهی و اجرای عملیات برای نخستین بار آشکار گردید.

ناکامی در عملیاتی دیگر، با وجود اقداماتی که پیش از این با گسترش سازمان رزم سپاه انجام گرفته بود و توقف در پشت دیوارهای دفاعی عراق و ناتوانی از تثبیت مواضع تصرف شده، بر پیچیدگی اوضاع سیاسی و نظامی جنگ افزود.

عملیات والفجر با توجه به نتایج آن به "والفجر مقدماتی" تغییر نام یافت و عملیات جدیدی با عنوان "والفجر 1" بر پایه نظریات و تفکرات فرماندهان ارتش در شمال غربی منطقه والفجر مقدماتی - ارتفاعات حمرین تا فکه - طرح ریزی و در تاریخ 21/1/1362 اجرا شد. ناکامی مجدد در این عملیات، دامنه اختلاف نظر میان ارتش و سپاه را گسترش داد*

---------------------

* سردار محسن رضایی در این باره گفت: "عملیات رمضان را که انجام دادیم و عدم الفتح حاصل شد، دیگر همه برادران ارتش آمدند و گفتند که بایستی از اصول جنگ ارتش و جداول کلاسیک استفاده شود و نباید همة نیروهای بسیج را به سپاه بدهند بلکه از نیروهای بسیج به ارتش هم باید بدهند. قبل از عملیات والفجر مقدماتی همین نوع بحث ها منجر به تعویق زمان عملیات به مدت یک ماه شد. سپاه به امام نامه نوشت و نظر ارتش را برای کنترل عملیاتی سپاه توضیح داد و پیشنهاد کرد یک نفر فرمانده برای حل مسائل سپاه و ارتش مشخص شود. امام به آیت الله خامنه ای حکم دادند و دو گروه کار تشکیل شد برای تمشیت امور سپاه و ارتش، ولی مسائل حل نشد مجددا پس از عملیات والفجر 1 بحث شد و سپاه بر تشکیل دو قرارگاه و انجام عملیات به صورت جداگانه تأکید کرد. سپاه عملیات خیبر را پیشنهاد کرد که ارتش در زید و سپاه در منطقه هور وارد عمل شد و آقای هاشمی برای نخستین بار به قرارگاه آمد و از سوی امام به عنوان فرمانده عالی جنگ منصوب شد."

(سند شماره 15310/ پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، مصاحبه با راویان، 3/5/1365، ص 8)

---------------------

و به عبارتی اندیشه اجرای عملیات سپاه و ارتش به طور مستقل - که عملا پس از عملیات بدر آغاز شد - در این مرحله شکل گرفت.

از میان رفتن امکان غافلگیری دشمن و از دست دادن ابتکار عمل و بسیاری از مشکلات دیگر، مانع از غلبه بر استحکامات عراق و تثبیت مواضع تصرف شده بود. قدرت زرهی ارتش و آتش توپخانه به عنوان دو عامل تعیین کننده، توانایی برابری و غلبه بر دشمن را نداشت، برای همین ناکامی در دو عملیات والفجر مقدماتی و والفجر 1 سبب گردید کلیه راه کارهای عملیات در منطقه جنوب، مسدود ارزیابی شود.

پس از آن که اجرای عملیات محدود به عنوان مقدمه و واسطة اجرای عملیات بزرگ و پیروز با موفقیت همراه نشد، اجرای عملیات در منطقه غرب کشور در دستور کار قرارگرفت. با این تدبیر عملیات والفجر 2 در 29 تیر 1362، در غرب پیرانشهر، در حد فاصل ارتفاعات قمطره و تمرچین، اجرا و منطقه حاج عمران به وسعت 30 کیلومتر مربع آزاد شد. همچنین عملیات والفجر 3 در 7 مرداد 1362 در منطقه عمومی مهران اجرا شد. با اجرای این عملیات دشت مهران و جاده مهران - دهلران از اشغال دشمن آزاد شد و ارتباط جبهة میانی با جنوب برقرارگردید. (26)

گرچه جنگ در سال سوم به نتیجه روشنی منتهی نشد، در عین حال "نقطه قوت جمهوری اسلامی" در این مرحله، برخورداری از "روحیه تهاجمی و تداوم تلاش های نظامی" با اجرای عملیات های محدود و گسترده در جبهه های میانی و شمالی بود. در مقابل گرچه عراق موقعیت دفاعی خود را با مهار حملات پی در پی ایران بهبود بخشید و تثبیت کرد، لیکن این نگرانی و اضطراب همواره برای حامیان جهانی و منطقه ای عراق وجود داشت که احتمال در هم شکستن خطوط دفاعی عراق و وقوع حوادث غیرمترقبه وجود دارد. این باور و نگرانی، هسته مرکزی نگرش ها و ساماندهی سیاست های حمایت آمیز از عراق و تشدید فشار به ایران بود.

در هر صورت، گشوده نشدن بن بست جنگ و دست نیافتن ایران به پیروزی نظامی، این سؤال را به وجود آورد که:

"ایران برای رهایی از بن بست موجود و شکستن آنچه راه حل هایی را فراروی خود دارد و چه اقداماتی را باید انجام دهد؟"

---------------------

منبع: سیری در جنگ ایران و عراق - 6 آغاز تا پایان، محمد درودیان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.

 

مأخذ:سیری در جنگ ایران و عراق - 6 آغاز تا پایان، محمد درودیان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ. ویرایش دوم

 

1- محمد درودیان، / از خرمشهر تا فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ چهارم، 1375، ص 29.

2- پیشین، ص 26.

3- محسن رضایی، "تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق" در دانشکدة فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، دورة عالی جنگ، 26/6/1374.

4- آنتونی کردزمن و آبراهام. واگنر، درس هایی از جنگ مدرن، جلد دوم: جنگ ایران و عراق، ترجمه حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 215 (منتشر نشده).

5- پیشین

6- مأخذ 4، ص 214

7- مأخذ 1، ص 50

8- مأخذ 3.

9- مأخذ 4، ص 214

10- مأخذ 3، 20/2/1375.

11- پیشین.

12- مأخذ 1، ص 34.

13- کنت آر.تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمة احمد تدین، تهران مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1373، ص 235

14- پیشین، ص 191.

15- مأخذ 13، ص 235

16- مأخذ 13، ص 258 و 259

17- مأخذ 13، ص 249

18- مأخذ 13، ص 370

19- مأخذ 13، ص 193

20- مأخذ 13، ص 194

21- مأخذ 13، ص 240

22- مأخذ 3

23- مأخذ 3

24- مأخذ 1، ص 36 تا 39

25- مأخذ 1، ص 52

26- مأخذ 1، ص 52

 

 

جایگاه عملیات والفجر مقدماتی در استراتژی نظامی ایران

از دیدگاه فرماندهان نظامی، بغداد و بصره، دو هدف استراتژیک، به شمار می رفتند. در این میان بغداد هدف غایی و بلندمدت و بصره، هدف میان مدت و قابل دسترس محسوب می شد. بر اساس همین نگرش، مناطق مورد نظر برای عملیات والفجر مقدماتی با اولویت تصرف بصره انتخاب شدند. به طور کلی در انجام عملیات، دستیابی به بصره به طور مستقیم مورد توجه قرار داشت و سعی می شد این هدف، با انجام دو یا سه عملیات تأمین شود. اما تصرف بغداد با انجام چند عملیات واسط امکان پذیر بود و به زمان بیشتر و رشد سازمان رزم و اصلی شدن جنگ در تمام ابعاد نیاز داشت. یکی از مناطقی که امکان انجام عملیات در آن در راستای هدف تصرف بغداد وجود داشت. منطقه کوت تا عماره بود که در نگرش بلند مدت و کلان، مورد توجه تصمیم گیرندگان نظامی بود. در سطح خرد نیز، انهدام دشمن، جبهه جدید و دست یافتن به زمین های مهم، دلایل اصلی در انتخاب منطقه برای عملیات والفجر مقدماتی بودند. ضمن آن که، این منطقه عملیاتی، جناح شمالی هور را نیز در بر می گرفت. جایی که در سال های بعد (1362 و 1363) عملیات های بزرگ خیبر و بدر در آن انجام شد. افزون بر این، عملیات در این منطقه، جناح منتهی الیه شمالی بصره را

نیز تأمین می کرد و در صورت قطع ارتباط عماره با بصره، یکی از هدف های مهم عملیات تحقق می یافت. رسیدن به پل غزیله اصلی ترین هدف در طرح ریزی عملیات بود. و اگر این مرحله از عملیات با موفقیت انجام می شد، تصرف شهر عماره، به عنوان مرحله بعدی عملیات، در دستور کار قرار می گرفت. همچنین، هدف دیگر عملیات آن بود که دشمن نیروهای خود را در شرق بصره کاهش داده و تصور کند که ایران از این منطقه چشم پوشی کرده است. ضمن آن که با وجود هورالسناف، به نیروی کمتری برای پدافند نیاز بود، و در مقابل، به خط های دفاعی ارتش عراق افزوده می شد.

 

دلایل انتخاب منطقه عملیات

در جبهه جنوب غربی، منطقه فکه به دلیل وجود ارتفاعات حمرین و جاده ارتباطی بصره - عماره به سمت کوت، از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. به ویژه آن که مرکز فرماندهی سپاه چهارم و یگان ها تابعه آن در شهر عماره قرار داشتند. این منطقه، پس از آن که عملیات محرم انجام شد و طی آن رزمندگان توانستند جبال حمرین را تصرف کنند. بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

 

 

موقعیت منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی

منطقه دارای دو ارتفاع اصلی است؛ یکی ارتفاعات حمرین که طول مرز ایران و عراق، از جنوب شرقی دهلران تا شرق فکه را شامل می شود و دیگری، ارتفاع جبل فوقی که در جنوب غربی حمرین واقع است. در شمال زمین عملیاتی والفجر مقدماتی نیز ارتفاع میشداغ قرار دارد که سه تنگه طبیعی مهم در آن مشاهده می شود: تنگه صعد، تنگه ذلیجان و تنگه رقابیه. ارتفاع شمالی - جنوبی رقابیه، عارضه دیگری است که از جنوب به تنگه رقابیه و از شمال به تنگه برقازه محدود می شود. ارتفاع دیگر منطقه، بلندی های برقازه است که در امتداد ارتفاعات رقابیه به سمت شمال ادامه دارد. در این منطقه، رودخانه های متعددی جریان دارند. مهم ترین رود منطقه، رودخانه مرزی دویرج است که از کوه های شمال (جاده عین خوش به دهلران) شروع می شود و تا منطقه غرب فکه ادامه یافته و به هور السناف می ریزد. رودخانه میمه نیز که از کوه های ایلام سرچشمه گرفته و به هوربن عمران می ریزد، در جناح جنوبی منطقه هورالهویزه قرار دارد. این رودخانه از چزابه شروع می شود و تا 15 کیلومتری جنوب شرقی حلفائیه ادامه می یابد. نهرهای عماره، علی غربی، مشرح

(حلفائیه) کحلاء و قلعه صالح از دیگر رودخانه های این منطقه هستند.

 

 

وضعیت دشمن قبل از عملیات والفجر مقدماتی

عراق به دلیل حملات پی در پی و موفق ایران در عملیات های دوره نخست جنگ، به طور گسترده ای از نیروی جیش الشعبی استفاده کرد و با تشکیل تیپ های سه رقمی، سازمان رزم ارتش را بسیار گسترش داد. این تیپ ها در آرایش نظامی عراق در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی، در خط اول قرار داشتند. این اقدام از یک سو موجب حفظ نیروهای اصلی ارتش آن کشور می شود و از سوی دیگر، توان نیروهای مهاجم را به شدت کاهش میداد، به گونه ای که با توجه به درگیری رزمندگان با نیروهای در خط و موانع گوناگون، یگان های اصلی عراق بهتر می توانستند به دفع حمله بپردازند.

سپاه چهارم عراق مسؤولیت منطقه عملیاتی از چیلات تا هورالعظیم را به عهده داشت و دارای چهار لشکر بود:

1- لشکر 14 پیاده شامل سه تیپ 421، 422 و 18 و یک گردان تانک به نام سیف سعد که در محور چزابه به شمال هورالهویزه قرار داشت. از سه تیپ این یگان، یک تیپ شامل نیروهای جیالشعبی و دو تیپ دیگر از نیروهای اصلی ارتش عراق بودند.

2- لشکر 1 مکانیزه شامل تیپ 108 گارد مرزی، تیپ 501 پیاده، تیپ 1 مکانیزه که در محور دویرج تا پاسگاه پیچ انگیزه مستقر بود. همچنین تیپ های 92، 93 و 66 احتیاط کلی منطقه فکه تا پاسگاه دویرج بودند. افزون بر این تیپ های سازمانی 34 زرهی، 27 مکانیزه از لشکر 1 در احتیاط منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی قرار داشتند.

3- لشکر 10 زرهی شامل سه تیپ، که از محور پیچ انگیزه تا جنوب غربی چیلات (دهلران) آرایش داشت.

4- لشکر 3 زرهی (علاوه بر تیپهایی که به لشکر 14 مأمور کرده بود) با تیپ های 16، 12 زرهی، 8 مکانیزه و 53 مختلط، در شرق هورالسناف گسترش داشت و در احتیاط بود.

یگان های دیگری که جزو سازمان رزم منطقه عملیاتی سپاه چهارم عراق بوده و در احتیاط قرار داشتند عبارت بودند از: تیپ 30 زرهی از لشکر 6، تیپ 37 از لشکر 12، تیپ 16 از لشکر 6، تیپ 101 پیاده گارد مرزی، تیپ 10 زرهی وابسته به ستاد کل، تیپ 49 زرهی از لشکر 11، تیپ 18 پیاده، تیپ 48 پیاده از لشکر 11، تیپ 25 مکانیزه از لشکر 6، تیپ 51 زرهی مختلط و تیپ گارد جمهوری.

 

 

طرح مانور عملیات والفجر مقدماتی

در طرح ریزی عملیات، مقرر شد، قرارگاه خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) با نیروهای قرارگاه کربلا و قرارگاه نجف اشرف به سوی عماره تک کند. در مرحله اول، قوای نجف اشرف می بایست در محور طاووسیه تا چزابه، حد فاصل خط تا کانال های آخر را تصرف کرده و در مرحله دوم و در ادامه تک، جناح راست تا حاشیه جنوبی دویرج (پشت جاده آسفالت فکه و در غرب جاده اتوبان) و سر پل حلفائیه را تصرف کنند.

نیروهای قرارگاه کربلا نیز می بایست با استفاده از معابر وصولی، جا پای تصرف شده به وسیله قوای قرارگاه نجف را تا چزابه و پدافند پشت کانال را به انجام می رساندند.

در مرحله دوم، نیروهای خودی می بایست شرق غزیله و شمال هورالهویزه را پاک سازی کرده و سر پل غزیله را تأمین کنند. براساس طرح عملیاتی، جناح نیروهای کربلا بایستی با احداث خاکریز تأمین می شد تا در صورت بروز مشکل برای مأموریت نیروهای نجف، جناح قوای کربلا از تعرض و آسیب دشمن مصون بماند. در طرح مانور این گونه پیش بینی شده بود که پس از آن که اهداف مرحله اول و دوم عملیات تحقق یافت، با بازسازی یگان ها و ایجاد شرایط مناسب و نیز با توجه به وضعیت دشمن، در مرحله سوم، تک به سمت عماره ادامه یابد.

در این طرح، عملیات فریب در منطقه چیلات و طیب نیز پیش بینی شده بود و لشکر 14 امام حسین (ع) نیز مأموریت داشت، در منطقه فاو، عملیات فریب دیگری را انجام دهد. مسئله قابل ملاحظه در این عملیات، استفاده از توان زرهی بود که بدلیل بعد مسافت و عمق منطقه عملیاتی مورد توجه قرار گرفت.

سازمان رزم

در این عملیات، قرارگاه خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) (مشترک سپاه و ارتش) به همراه دو قرارگاه نجف اشرف و کربلا، مراحل طرح ریزی و اجرای عملیات را به عهده داشتند.

ترکیب قرارگاه کربلا به این ترتیب بود:

1- سپاه سوم صاحب الزمان (عج)، شامل لشکر 14 امام حسین (ع) با توان هشت گردان، لشکر 25 کربلا با توان 11 گردان، لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) با توان 14 گردان و تیپ مستقل قمربنی هاشم با توان پنج گردان.

2- سپاه هفتم حدید متشکل از قرارگاه قدس شامل لشکر 7 ولیعصر (عج) با توان 12 گردان و تیپ 15 امام حسن (ع) با توان 10 گردان؛ همچنین لشکر 8 نجف با توان 14 گردان، لشکر 41 ثارالله با توان 11 گردان و لشکر 19 فجر با توان 24 گردان.

قرارگاه نجف نیز متشکل از سپاه 11 قدر، شامل لشکر 27 حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) با توان 24 گردان، لشکر 31 عاشورا با توان 13 گردان و تیپ 10 مستقل سیدالشهدا (ع) با توان هفت گردان، و همچنین، لشکر 5 نصر شامل سه تیپ با توان 23 گردان. از ارتش جمهوری اسلامی نیز لشکر 21 حمزه، تیپ 84 خرم آباد و تیپ 58 ذوالفقار در عملیات شرکت داشتند. در مجموع، سپاه پاسداران با 13 یگان (176 گردان) و ارتش جمهوری اسلامی با سه یگان (15 گردان) بایستی این عملیات را انجام می دادند.

 

به دلیل بروز اختلاف نظر تخصصی میان ارتش و سپاه در مورد انتخاب منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی و غالب شدن نظر سپاه، بلافاصله پس از این عملیات، نیروی زمینی ارتش طرح انجام عملیات در محور جبل فوقی و جبا

/ 0 نظر / 23 بازدید