عملیات والفجر 10

 

عملیات والفجر 10 ( آزاد سازی حلبچه)

ضرورت عملیات والفجر 10

عناصر اصلی استراتژی ایران در موقعیت دشوار هشتمین سال جنگ، مقاومت در برابر فشارها با رویکرد جدید نظامی در جبهه های غرب بود. گرچه موقعیت برتر نظامی ایران با پیروزی در عملیات کربلای 5 تثبیت شد، ولی همین عملیات نقطه ثقل آغاز تحول جدید در جنگ و چرخش روند جنگ به زیان ایران بود . و ایران پس از آن دیگر مجال بازسازی پیدا نکرد. حال آنکه عراق تحت حمایت بین المللی به رشد کمی و کیفی شگفت انگیز و باورنکردنی دست یافت.

محسن رضایی فرمانده کل سپاه دربارة تأثیرات عملیات کربلای 5 بر روند جنگ و کاهش توانایی می گوید:

" 1 - بخش قابل توجهی از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزایر مجنون و شلمچه زمین گیر شد.

2 - استراتژی کشور برای بسیج امکانات شکست خورد.

3 - در منطقه جنوب به بن بست رسیدیم و امکان غافلگیری دشمن از میان رفت.

اجرای عملیات کربلای 8 در اردیبهشت 1366 بر اثر اصرار مسئولان، و سایر دشواری های موجود سبب گردید فرمانده کل سپاه طی نامه ای به امام خمینی با بیان کردن مشکلات جنگ بر این مسئله تأکید نماید که اگر کشور وارد جنگ نشود، عراق حملاتش را علیه ایران آغاز خواهد کرد.

نگرانی های ذکر شده در این نامه به ملاقات آقای رضایی با امام و سپس ملاقات با حاج سید احمد خمینی انجامید و در پی آن طی نامه ای 20 صفحه ای مسائل به طور مشروح بیان شد.

افزایش توان نظامی عراق به صورت روزافزون و متقابلا کاهش توان اقتصادی و نظامی ایران، شکاف عمیقی میان توانایی نظامی ایران و اهداف سیاسی کشور به وجود آورده بود و امکان تغییر موازنه جنگ با آغاز تهاجمات عراق وجود داشت. در واقع گرچه استقرار نیروهای ایران در طول مرز و حملات پی در پی قوای خودی موازنه را همچنان به نفع ایران حفظ کرده بود. ولی همین وضعیت موجب کاهش تدریجی توان نظامی و افزایش آسیب پذیری ما شده بود. ضمن اینکه خلأ استراتژیک موجود بر اثر درنگ و تردید دو ابر قدرت جهت اقدام علیه ایران، در حال کم رنگ شدن بود. چنان که از اواسط سال 1987( 1366) با حضور نظامی امریکا در منطقه و اسکورت نفتکش ها و تصمیم شوروی برای بازسازی و تقویت ماشین جنگی عراق، به تدریج توانایی ایران بهره برداری از رقابت ابرقدرت ها کاهش یافت و بدین ترتیب خلأ استراتژیک که برای اقدامات و سیاست ایران در خلیج فارس بسیار اهمیت داشت، منتفی گردید. لازمه قائق آمدن بر این وضعیت، تداوم حملات ایران بود که از این پس حداقل برای یک مقطع زمانی تنها در منطقه غرب کشور، قابل پیگیری و اجرا بود. در واقع هر گونه

درنگ در انتقال از جنوب به غرب هیچ گونه گشایشی را در جنگ حاصل نمی کرد، زیرا به دلیل بن بست نظامی، امکان اجرای عملیات گسترده و پیروزی در جنوب وجود نداشت. ضمن اینکه امکان تهاجم دشمن همچنان پابرجا بود. با این تفاوت که حصول پیروزی در منطقه غرب کشور با پیشروی به سمت سلیمانیه و کروک امکان تجزیه قوای دشمن را به دنبال داشت. در عین حال عوامل مؤثر در تغییر رویکرد نظامی ایران از جنوب به غرب به شرح زیر بود:

ضرورت تداوم جنگ و ممانعت از ایجاد رکود در جنگ.

2 - حفظ ابتکار عمل در برابر دشمن.

3 - گشودن جبهه جدید در مقابل دشمن و تجزیه قوای آن.

4 - کسب زمان از دشمن برای دستیابی به راه کار جدید در جنوب.

در این چارچوب علاوه بر سلسله عملیاتی که سپاه پاسداران در نیمه اول سال 1366 ( کربلای 10، فتح 5، نصر 4 و نصر 7) انجام داد، عملیات نصر 8 را نیز در تاریخ 29/8/66 در ماؤوت به اجرا درآورد. سپاه پس از آن نیز دو عملیات بیت المقدس 2و 3 را در 25/10/1366 و 24/12/1366 در محور ماؤوت اجرا کرد. با توجه به دشواری های موجود برای ادامه عملیات در این محور، سپاه پاسداران در منطقه حلبچه عملیات والفجر 10 را طرح ریزی کرد که در تاریخ 23/12/1366 اجرا شد.

رادیو لندن با بررسی تحولات جنگ بر این نظر بود که برابر شواهد موجود" ایران نمی تواند به چنین حمله ای دست بزند."

رادیو آمریکا نیز طی گزارش می گوید گمان نمی رود که همانند گذشته ایران برای یک حمله بزرگ آماده باشد و ممکن است که اصلا سال 1366 به چنین اقدامی مبادرت نکند.

شرایط قبل از عملیات

معضلات و نارساییهای موجود برای تداوم عملیات بیت المقدس 2 بویژه هوشیاری دشمن نسبت به سمت تک ( ماووت- سلیمانیه) ، تخریب جاده و پل گرده رش بر اثر طغیان رودخانه و مسدود شدن عقبه عملیات، بارش برف سنگین و مداوم و همچنین تلاش گسترده دشمن در مناطق آزاد شده با حمله به مواضع کردهای معارض عراقی، تدریجا نظرها را به منطقه عمومی حلبچه و سد دربندیخان معطوف کرد.

پس از بحث ها و بررسی های فراوانی که انجام گرفت این نتیجه حاصل شد که تا زمانی که بررسی ها و فعالیت های شناسایی در منطقه جنوب به نتیجه نرسیده است در اولویت اول، عملیات روی ارتفاعات الاغلو و دولبشک ادامه یابد. در اولویت دوم، عملیات در منطقه جنوب پیگیری و در اولویت سوم، عملیات در منطقه حلبچه طرح ریزی شود. در نظر گرفتن سه منطقه برای عملیات و اولویت بندی آن، چنانچه پیش از این اشاره شد، عمدتا نتیجة حاصل از تجارب نبرد در سال های قبل بود. بدین معنا که در صورتی که عملیات در یک منطقه با مشکلات اساسی یا بن بست مواجه می شد، تداوم تهاجم به دشمن با تعویض منطقه عملیاتی و جابجایی یگان ها ادامه می یافت.

بدین ترتیب با محدود شدن عملیات بیت المقدس 2 و معضلاتی که برای اجرای عملیات در جنوب ( فاو) وجود داشت ، منطقه عمومی حلبچه عمومی حلبچه و سد در بندیخان به عنوان منطقه اصلی انتخاب شد.

 

موقعیت منطقه عمومی عملیات

منطقه عمومی حلبچه به جز در غرب و شمال که دریاچه در بندیخان در آن واقع شده است، در محاصره ارتفاعات صعب العبور و مرتضی قرار گرفته و هر کدام دارای نقشی حساس می باشد از جمله : بالامبو و شاخ بالامبو که بر دریاچه دربندیخان و بر دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است و شاخ تمورژنان که بر شاخ شمیران، سد دربندیخان، تونل جاده سلیمانیه - بغداد تسلط و دید و تیر دارد. علاوه بر اینها، ارتفاعات پروینه، توانیر، پنج قله، شیندر وی، تپه چناوه، سه تپه، خورنوازان ، تپه های قول، تپه های سزام و شاخ دارزین قسمت دیگری از ناهمواری های منطقه می باشند.

همچنین شیارهایی در منطقه وجود دارد که هر کدام نقش مؤثری در اختفاء نیروهای خودی داشته و بعضا به عنوان معابر وصولی مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله این شیارها می توان از، دره گلان، شیارزلم، شیار سورمر، شیار سازان، دره خورنوازان، شیار بالای روستای خوی و شیار وشکنام، نام برد.

( تاسیسات نظامی ، اقتصادی وشهرها )

از عمده ترین تأسیسات اقتصادی منطقه، سد دربندیخان است که علاوه بر پرورش ماهی و کشاورزی، در تأمین برق قسمت وسیعی از عراق نقش مهمی دارد. تأسیسات نظامی دشمن در این منطقه عبارتند از: پادگان حلبچه که دارای پد آسفالته هلیکوپتر است. پادگان لشکر 27 ارتش عراق در کانی مانگا، مقر فرماندهی دفاع الوطنی سپاه یکم واقع در منطقه رود اژه و پایگاه های موشکی سام 2 و سام 07 راههای ارتباطی دشمن به منطقه عبارتند از:

- جاده سید صادق - خرمال - حلبچه

- جاده حلبچه - طویله - نوسود

- جاده اربت - سید صادق

- جاده اربت - دربندیخان - خرمال

پل ها نیز به تناسب رودخانه های موجود در منطقه عبارتند از: پل زلم، پل ملاویسی، پل سرآوا، پل اماجنامن، پل حاجی ورفه و پل خاکی خول.

عمده ترین شهرهای عراق در منطقه به ترتیب وسعت و اهمیت عبارتنداز:

حلبچه، خرمال، دوجیله

- شهر حلبچه با جمعیتی در حدود 70 هزار نفر در استان سلیمانیه و در جنوب شرقی دریاچه دربندیخان قرار دارد. شهر از شمال به ارتفاعات سورن، از جنوب به ارتفاعات بالامبو، از شرق به ارتفاعات شیندروی، پروینه، توانیر، پنج قله و از غرب به ارتفاع تمورژنان و دریاچه دربندیخان محدود می شود.

- شهر خرمال در شمال شرقی حلبچه قرار دارد و به دو قسمت جدید و قدیم تقسیم شده است. به دنبال قیام مدرم خرمال، رژیم عراق قسمت قدیمی شهر را ویران کرد. در قسمت جدید 15 هزار نفر سکونت داشتند. این شهر از نظر آب و هوا و اوضاع جوی از جمله بهترین مناطق عراق می باشد.

- شهر دوجیله در فاصله پنج کیلومتری شمال غربی شهر حلبچه قرار دارد. در غرب این شهر دریاچه دربندیخان واقع است. منطقه دوجیله بیش از آنکه مسکونی باشد نظامی بوده و قسمت عمده ای از قرارگاه های دشمن در این منطقه و حوالی آن قرار دارد.

روستاهای این منطقه، به دنبال سیاست رژیم بعثی در مناطق آزاد شده، برای محدود کردن مبارزه اکراد ویران شده است و تنها تعداد اندکی از آنها سالم هستند از جمله : پیاره، هاوارلی، یاموک، انب، ابابیده و جلیله.

سابقه عملیاتی منطقه

منطقه مزبور، بارها مورد توجه طراحان نظامی سپاه قرار گرفته بود. لیکن مسائل عدیده ای مانع از انجام دادن تلاش جدی در این منطقه بود. پس از عملیات والفجر 4 کار احداث تونل روی ارتفاعات سورن آغاز شد و بدین ترتیب جاده اصلی تا روی سورن و در محور دیگر از دزلی روی مله خور احداث گردید. اطلاع دشمن نسبت به احداث تونل و نیز صعب العبور بودن ارتفاعات مانع از سرعت عمل در احداث جاده و دیگر اقدامات مهندسی بود. در نتیجه، به رغم تأکید فرماندهی سپاه و بررسی مکرر جوانب طراحی و انجام عملیات در این منطقه، عملا مقدمات و شرایط لازم برای تحقق عملیات فراهم نشد.

عوامل بسیاری در عدم تحرک جدی در این منطقه موثر بوده اند، که مهمترین آنها وضعیت و ویژگی های زمین آن است که از ترکیب ارتفاعات سرکوب در شرق، شمال شرقی و جنوب آن و نیز دریاچه دربندیخان در غرب و شمال غربی آن، به وجود آمده است.

عملیات در منطقه مزبور، به لحاظ ویژگی های یاد شده، اساسا مانور گسترده ای را اقتضاء می کرد و این مهم به جهت اینکه تا سال 66 امکان انجام عملیات گسترده در جنوب فراهم بود، مورد توجه قرار نمی گرفت. در وضعیت جاری، براساس تدبیر جدید و نیز به لحاظ مشکلات موجود در جنوب، منطقه عمومی حلبچه برای عملیات گسترده مورد نظر قرار گرفت. ضمن اینکه ضرورت انجام دادن عملیاتی پیروز، قبل از پایان سال 66،که از ابعاد سیاسی تبلیغاتی مناسبی برخوردار باشد در انتخاب فوق بی تاثیر نبوده است.

همزمان با عملیات بیت المقدس 2 در منطقه حلبچه نیز تک محدودی طراحی شد که بنا به دلایلی صورت نگرفت. لیکن با توجه به سرانجام عملیات بیت المقدس 2،منطقه عمومی حلبچه مجددا مورد توجه فرماندهی سپاه واقع شد. پیش فرضهای موجود در مورد کسب موفقیت در منطقه حلبچه، به لحاظ موقعیت زمین و نیز عدم حضور دشمن در این محور و فقدان مشکلات اساسی، موجب گردید تا این منطقه در مقایسه با منطقه عملیاتی بیت المقدس 2 انتخاب شود.

 

آماده سازی منطقه

عقبه سازی و احداث جاده مناسب روی بلندی های صعب العبور و اتصال آن به منطقه عملیاتی از اهم مسائل عملیات بود که به طور جدی مورد توجه قرار گرفت زیرا در صورت آماده نشدن جاده،مجددا زمان عملیات به تعویق می افتاد.جاده های مورد نظر در منطقه که عمدتا به دو عقبه اصلی مریوان - سنندج و باختران وصل می شد عبارت بودند از :

1- احداث جاده مله خور برای اتصال دره دزلی به دشت خرمال.

2- احداث جاده گوزیل و نصب پل روی رودخانه آب سیروان برای اتصال عقبه به دشت حلبچه یا عقبه پاوه.

3- احداث جاده از غرب بالامبو به غرب حلبچه.

در این خصوص، مسؤولیت و بار اصلی احداث جاده ها بر عهده جهاد سازندگی و مهندسی سپاه بود . با وجود سرما و صعب العبور بودن ارتفاعات، جهادگران تلاش جدی و قابل توجهی به عمل آوردند. در برخی مواضع صوری بود که به علت بارانی بودن هوا هر 2 ساعت یک بار راننده لودر یا بلدوزر می بایستی لباسهای خود را تعویض کند. در این منطقه توپخانة سپاه تدریجا پای کارآمد و قرار بود برخی از نیازمندیهای توپخانه را نیروی زمینی ارتش تأمین کند که این امر به دور از مشکلات و اتلاف وقت نبود. گوره هوانیروز ارتش که عهده دار بخشی از پشتیبانی عملیات بود، شش روز قبل از عملیات توجیه شد. این نیرو توانست در روز اول عملیات تعدادی شهید و مجروح که این امر حاکی از آمادگی قابل توجه هوانیروز در این عملیات بود.

اقدامات لازم برای آماده ساز اجرا عملیات درعرض 2 ماه صورت گرفت و این در مقایسه با مدتی که در سال های گذشته برای انجام یک عملیات گسترده صرف می شد، زمان بسیار مطلوبی بود. در این میان، بدون تردید نقش و حضور فرمانده محترم کل سپاه، برادر رضایی که بدون وقفه تلاش می کرد و با تردد مکرر در منطقه، فعالیت های آماده سازی را هدایت، کنترل و سامان می بخشید، بی نظیر و بسیار تعیین کننده و مؤثر بود.

(14)جهاد سازندگی با استعداد 4 گردان مهندسی در محور سورن و 5 گردان در محور جنوبی منطقه عملیات و سپاه با یک لشکر مهندسی در محور جنوبی و یک تیپ مهندسی در محور شمالی منطقه عملیاتی فعالیت داشتند.


دلایل انتخاب منطقه عملیات

سردار رضایی در این باره چنین توضیح می دهد: از کربلای 5 به بعد ما در جنوب به بن بست رسیدیم... در ادامه کربلای 5، عملیات کربلای 8 را انجام دادیم و به طور کلی میدان نبرد در منطقه کربلای 5 را آزمایش کردیم. حتی در ادامه والفجر 8 هم یکی دو تا عملیات ترمیمی انجام دادیم. آنجا هم میدان نبرد را آزمایش کرده بودیم. تاکتیک عبور از آب هم امتحانش را پس داده بود. جزیره مینو، ام الرصاص، خیبر و بدر

(درهورالهویزه ) هم رفته بودیم. دیگر هیچ آبی نبود که ما در منطقه جنوب از آن عبور نکرده باشیم. لذا همه این مسائل دست به دست هم داد که جنوب دیگر تمام شده است. بنابراین وارد جبهه شمال شدیم.

طرح مانور عملیات

موقعیت زمین منطقه نقش اصلی و تعیین کننده ای در نحوه طراحی مانور عملیات داشت. به علت وجود ارتفاعات سرکوب سورن در شرق منطقه عملیاتی و دریاچه دربندیخان در غرب آن، در حد فاصل انتهای شمال شرقی دریاچه تا ارتفاعات سورن محدوده ای به عرض 10 کیلومتر به وجود آمده است که از نظر نظامی به آن تنگه گفته می شود. در مباحث طرح مانور، تضمین موفقیت عملیات را در گرو انسداد تنگه با الحاق از دو محور می دانستند، بدین ترتیب که : در محور شمال از مله خور به طرف خرمال و از محور جنوبی از غرب بالامبو در امتداد تمورژنان با تصرف سرپل احتمالی در کمر دریاچه و سرانجام الحاق دو بازو در تنگه و محاصره دشمن.

به منظور تحقق طرح مانور یاد شده سه قرارگاه برای عملیات در سه محور در نظر گرفته شده. قرارگاه قدس در محور شمالی که مأموریت بستن تنگه و تصرف پل گردکو ( عقبه اصلی دشمن به کل منطقه ) را به عهده داشت. در محور جنوبی قرارگاه فتح در نظر گرفته شد تا ضمن تصرف بالامبو و تمورژنان با تأمین سر پل در کمر دریاچه، برای مقابله با حرکت احتمالی دشمن، با احداث پل، از آمادگی لازمه برخوردار باشد. در محور میانی قرارگاه ثامن الائمه ( ع) مأمور شد تا در محور گوزیل - دشت سازان به طرف حلبچه پیشروی کند و در مرحله دوم جاده بیاره - طویله - نوسود را تصرف و آزاد نماید.

قرارگاه رمضان علاوه بر مأموریت شناسایی، قرار شد تحرکاتی را در عمق و عقبه دشمن انجام دهد. همچنین تصرف شهر و انهدام توپخانه دشمن قسمت دیگری از مأموریت نیروهای نامنظم بود که می بایست با مشارکت تیپ 75 ظفر و اکراد معارض انجام شود.

مرحله بندی عملیات یکی از مسائل عمده ای بود که قسمتی از مباحث طرح ماور را به خود اختصاص داده بود. در پیش فرضهای موجود بعضا بین 1 تا 3 مرحله مطرح می شد. وجه مطلوب عملیات برای ممانعت از هوشیاری دشمن در مورد سمت اصلی تک، اجرای عملیات در یک مرحله بود، لیکن مشکلات موجود برای اتصال جاده از مله خور و شیارزلم به خرمال مانع از تحقق این امر بود. لذا پس از آنکه قرار شد عملیات در دو مرحله انجام گیرد، کاهش فاصله زمانی بین دو مرحله اول و دوم به عنوان راه حل معضل فوق مورد نظر قرار گرفت.

اهداف و سازمان رزم عملیات

علاوه بر اهداف سیاسی، سه هدف عمده نظامی مورد نظر بود:

1 - آزاد سازی شهرهای حلبچه، خرمال، دوجیله، بیاره و طویله.

2 - فراهم سازی مقدمات تصرف سد دربندیخان.

3 - مسدود کردن عقبه اصلی استان سلیمانیه.

سازمان رزم

عملیات با سه قرارگاه سازماندهی شد و مجموعا 10 لشکر و 13 تیپ با استعداد 50% در قالب 70 گردان به کارگرفته شدند که عبارت بودند از:

قرارگاه قدس شامل: لشکر 7 ولیعصر (عج) با 6 گردان، لشکر 33 المهدی(عج) با 6 گردان، لشکر 25 کربلا با 10 گردان، لشکر 19 فجر با 6 گردان، لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 6 گردان، لشکر 41 ثارالله با 7 گردان و تیپ 35 با 4 گردان.

قرارگاه فتح شامل: لشکر 8 نجف اشرف با 5 گردان ، لشکر 14 امام حسین (ع) با 5 گردان ، تیپ 82 صاحب الامر (عج) با 3 گردان ، تیپ 91 بقیه الله با 3 گردان ،تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) با 3 گردان ، تیپ 11 امیر المومنین (ع) با 4 گردان و تیپ انصار الرسول با 3 گردان.

قرار گاه کاظمین(ثامن الائمه)شامل: لشکر 9 بدر با 8 گردان، تیپ 26 انصار المهدی با 4 گردان ، تیپ 75 ظفر با 2 گردان ، تیپ 29 نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با 6 گردان، تیپ ویژه شهدا با 6 گردان، سپاه چهارم با 6 گردان.

شرح عملیات

پس از بحثها و بررسیهایی که صورت گرفت، ساعت 2 بامداد23/12/66 برای آغاز عملیات تعیین شد، لیکن به علت اینکه در برخی از محورها نیروها بایستی فاصله زیادی را تا رسیدن به هدف طی می کردند، در نتیجه عملیات در حد فاصل ساعت 2 تا 4 بامداد با رمز مبارک "یا رسول الله"و با درگیری در محورهای مختلف آغاز شد.سرعت عمل نیروها و دست یابی به بیش از 90% از اهداف تعیین شده،مسئله شگفتی تعیین شده، مسئله شگفتی بود که اعجاب همگان را برانگیخت.به غیر از عکس العمل دشمن در شاخ سورمر و شاخ شمیران تحرک دیگری از نیروهای عراقی انجام نگرفت. در محور چناره به علت یخ بندان با 4 ساعت تأخیر ،اهداف مورد نظر تأمین شد و تعداد زیادی از نیروهای دشمن که در خواب به سر می بردند کشته و اسیر شدند.در محور قرار گاه قدس پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خورنوازان، هانی قول و تپه حمید به علت عدم اتصال جاده، عملیات متوقف شد.در محور قرار گاه فتح به رغم اینکه رزمندگان بالامبو و تنگه را تصرف کردند، لیکن به لحاظ توقف قرارگاه قدس و نیز عکس العمل دشمن در جناح چپ عملیات، روی شاخ سورمر و شاخ شمیران متوقف شدند. در محور میانی، قرارگاه ثامن الائمه (ع)، ارتفاعات مگرو و نیمی

از شیندروی را تصرف کردند و به رغم روشنایی هوا، برای الحاق روی یال ارتباطی، شامل دشت سازان و سپس نیمی دیگر از ارتفاعات شیندروی، پیشروی را ادامه دادند.

با توجه به موفقیت های کسب شده، نیروها از روحیه خوبی برخوردار بودند.

ضمن اینکه تلفات خودی نیز بسیار اندک بود. علاوه بر این، به لحاظ از هم گسیختگی قوای دشمن و عدم حضور جدی آنها در منطقه، بر سرعت بخشیدن در آغاز مرحله دوم عملیات تأکید می شد. مشکل اساسی در سر راه شروع مرحله دوم، عدم اتصال جاده هانی قول بود تا اینکه در ساعت 14 روز 24/12/66 خبر اتصال جاده به قرارگاه رسید و در پی آن با تصمیم قرارگاه مرکزی، اجرای مرحله دوم عملیات در شب سوم، حتمی شد.

در این میان، طی وقفه 48 ساعته بین دو مرحلة عملیات، تحرکاتی از نیروهای عراقی مشاهده شده که دال بر غفلت کامل دشمن نسبت به اهداف مورد نظر و سمت اصلی تک بود. در این فاصله، تمرکز فعالیت ها و تحرکات دشمن در درجه اول روی شاخ سورمر و شاخ شمیران و در درجه دوم در برابر قرارگاه فتح و ثامن الائمه بود. تبلیغات انجام شده تا مرحله دوم بی تأثیر در شکل گیری اقدامات دشمن نبود. چنانکه محور قرارگاه قدس، به عنوان عملیات ظفر 7 با مشارکت نیروهای تحت امر قرارگاه رمضان و اکراد معارض اعلام گردید و در مورد محورهای عملیات دو قرارگاه فتح و ثامن الائمه سکوت اختیار شد و این امر بر حساسیت دشمن نسبت به دو محور میانی و جنوبی افزود و موجب غفلت از محور قرارگاه قدس شد. دشمن بنابر درک و ذهنیتی که در مورد عملیات داشت، ستون های متعدد و طویلی را با عبور از پل های ملاویسی و زلم به طرف دو جیله و سپس حلبچه روانه کرد. چنانکه تیپ کماندویی 68 نیروی مخصوص ارتش عراق، پس از ورود به منطقه، در روز اول پاتکهای خود را روی شیندروی آغاز کرد.

مجموعا به نظر می رسید که دشمن نسبت به محور قرارگاه قدس از حساسیت چندانی برخوردار نیست، ضمن اینکه در همان ابتدا تحرکات محدود دشمن با آتش مؤثر این قرارگاه ناکام و متوقف شد. قابل ذکر است که در این مرحله، قرارگاه رمضان فقط توانست پمپ بنزین شهر حلبچه را به آتش بکشد.

مرحلة اول عملیات والفجر 10

عملیات والفجر 10 در ساعت 2 بامداد 23/12/66 با رمز مبارک " یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) "، " یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) " و با اهداف آزاد سازی بخش وسیعی از استان سلیمانیه، انهدام ماشین جنگی دشمن آغاز شد.

رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران با عبور از کوهها، رودخانه ها و دیگر موانع طبیعی و مصنوعی از دو محور به پایگاهها و مواضع نیروهای عراق یورش می برند و با درهم کوبیدن مواضع آنها و وارد آوردن تلفات و خسارات سنگینی خطوط مقدماتی دشمن را تسخیر و باقیماندة نیروهای شکست خورده آنان را وادار به فرار کردند.

نیروهای اسلام پس از منهدم کردن خاکریزهای مقدماتی، در زیر نور منورها به سوی شهر خرمال پیشروی می کنند.

پس از درهم کوبیدن نیروهای بعثی در 12 کیلومتری شمال خرمال و پاک سازی منطقه، چند روستا از جمله گچینه بالا ،درة گولان ،میر سور ،رستم بیگ ،گرلوپ، دکون، گچینه پایین، محمد خوج و شیوه مو را آزاد می کنند و با قطع ارتباط نیروهای دشمن در دو محور خرمال به سید صادق و خرمال به حلبچه ،به هم ملحق می شوند.

خلبانان شجاع هوانیروز ارتش به علت شرایط سخت کوهستانی، قسمت عظیمی از کار تدارکات و حمایت از رزمندگان را به عهده می گیرند و با پروازهای متوالی، این مهم را دوشادوش دیگر نیروها انجام می دهند. نیروی هوایی نیز با هجومهای پی در پی و منهدم ساختن تجهیزات و امکانات عقبه دشمن، نقش تعیین کننده ای در آزاد سازی منطقه ایفا می کند.

یگان های نیروی زمینی سپاه پس از آزاد سازی اهداف از پیش تعیین شده و رسیدن به دروازة شهر خرمال، یگان های زرهی عراق را مورد هجوم سخت قرار می دهند و تلفات سنگینی را بر آنان تحمیل می کنند.

در این نبرد بی امان، چندین تانک و نفر بر به آتش کشیده می شوند.و تعداد زیادی از آنها نیز به غنیمت سپاه اسلام در می آیند.در حالیکه رزمندگان اسلام بی صبرانه منتظر ورود به شهر بودند، از خرمال خبر میرسد که بین مردم و مأمورین بعثی به علت آماده شدن مردم برای استقبال از سپاه اسلام درگیری رخ داده و عده ای از مردم هدف حمله ناجوانمردانه مأمورین امنیتی حزب بعث قرار گرفته است و مردم نیز متقابلا از خود عکس العمل نشان داده اند.

به دنبال انهدام امکانات زرهی،یک مقر توپخانه دشمن نیز هدف قرار می گیرند و منهدم می شود و رزمندگان اسلام دقایقی قبل از ظهر 26 اسفند و در سالروز بعثت گرامی پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) پس از یک نبرد سنگین و تن به تن،پیروزمندانه وارد شهر خرمال می شوند.مردم شهر به استقبال می آیند و مقدم برادران سپاهی و بسیجی را گرامی می دارند.فرماندهان نیروهای اسلام در مساجد به سخنرانی می پردازند و مردم شهر نیز ابراز احساسات شدیدی از خود نشان می دهند.

در جریان این عملیات، علاوه بر آزاد سازی شهر خرمال، 250 کیلومتر مربع از خاک عراق آزاد می شود. جاده خرمال به شهر کردکوه و جاده خرمال به سید صادق تحت کنترل در می آید. همچنین بیش از 1100 تن از نیروهای دشمن کشته یا زخمی می شوند و بیش از 550 تن نیز به اسارت در می آیند. بر اثر آتش سنگین، دهه دستگاه تانک و نفربر منهدم و تعدادی نیز به عنیمت گرفته می شوند.

رادیو بغداد سکوت اختیار می کند، ولی مطبوعات کویت فاش می کنند که صدام از سفر مصر منصرف شده است. طارق عزیز وزیر امور خارجه صدام برای سرپوش گذاشتن بر شکست عراق در این عملیات، مدعی می شود که فتح خرمال فقط یک شایعه است که توسط دشمنان عراق نقل شده است.

مرحله دوم عملیات والفجر 10

رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران، (ساعت 30/2 دقیقه 25 /12/66 ) در مرحلة دوم این عملیات با حملة گسترده از شمال به جنوب منطقه درگیری و پس از عبور از موانع ایذایی، ارتفاعات پوشیده از برف سورنو، ارتفاعات 2200 و 2300، به نیروهای کماندویی و مخصوص عراق یورش می برند و ضربات سنگینی را به آنها وارد می آورند. در این مرحله از عملیات، جاده خرمال - ملاویس به کنترل در می آید و بیش از 20 روستای دیگر از جمله تپه کلاری، حاجی رقه را در حاشیه دریاچه دربندیخان آزاد می کنند و ارتباط شمال و جنوب استان سلیمانیه عراق به طور کامل قطع می شود. با گسترش عملیات، شهر 000/20 نفری دوجیله در آستانه آزادی قرار می گیرد و رزمندگان آزادیبخش اسلام با درهم شکستن تمامی موانع، در شامگاه روز چهارشنبه 26 اسفند با سربلندی وارد شهر دوجلیه می شوند.

در جریان این عملیات جادة اصلی سلیمانیه به شهرهای جنوبی استان سلیمانیه قطع می شود. یگان هایی از تیپ یکم کماندویی سپاه چهارم، تیپ 68 نیروی مخصوص، گردان یکم دفاع الوطنی، گردان زرهی الطیب از لشکر 18 پیاده عراق منهدم و گردان های 7 دفاع الوطنی و 25 حفاظتی حزب الله متحمل خسارات و تلفات سنگینی می شوند.

در این عملیات - که در منطقه ای به وسعت 100 کیلومتر مربع انجام می گیرد - بیش از 2500 نفر دیگر از نیروهای عراق کشته و یا زخمی و بیش از 1000 نفر از جمله سرلشکر ستاد لشکر 43 پیادة وابسته به سپاه یکم به اسارت در می آیند. هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در میان کثرت هواپیماهای دشمن، عمل تدارکات و پشتیبانی را به بهترین نحو انجام می دهد. نیروهای جان برکف مهندسی - رزمی نیز با احداث راه، رزمندگان اسلام را در عمق 40 کیلومتری خاک عراق یاری می کنند.

مرحله سوم عملیات والفجر 10

مرحلة سوم این عملیات در اولین ساعات روز 26/12/66 و با هدف تصرف شهر حلبچه از چندین محور و از طرف شمال به جنوب انجام می شود.

رزمندگان اسلام (متشکل از بسیجیان سلحشور، رزمندگان جهاد سازندگی، نیروی دریایی و زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) برای آزاد سازی حلبچه، با حمایت برتر و موفق هوانیروز و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به سمت این شهر به حرکت در می آیند. نیروی دریایی سپاه تعداد زیادی شناور سبک و سنگین به منطقة عملیاتی انتقال می دهد و قسمت زیادی از کار تدارکاتی و پشتیبانی رزمندگان خط شکن را به عهده می گیرد و آنها را از رودخانه های سیروان، زیمکان و لیله - که در جنوب شرقی استان سلیمانیه قرار دارند - عبور می دهد و پس از آن رزمندگان را در یک عملیات حماسی و تحسین برانگیز به دامنة ارتفاعات بالامبو می رساند.

قوای اسلام پس از تهاجمی بی امان به ارتفاعات بالامبو، ارتفاعات 1463، 1483، 1464، 1398، 1302، 1602، 1453، 1159، 1078، 1022 را آزاد می کنند و همچنین تعداد 90 روستا را از کنترل عراق خارج می سازند و به تصرف خود در می آورند.

در ادامه عملیات و هجوم بی امان، روستاهای حد فاصل شهر دوجیله و دریاچة دربندیخان از وجود بعثیان پاک سازی می شون و پادگانهای مهم زمقی و حلبچه تحت کنترل در می آیند.

 

نیروی دریایی سپاه پاسداران موفق می شود خود را به شرق دریاچة دربندیخان برساند و در کمترین مدت، اسکله هایی را در ساحل این دریاچه نصب کند به دنبال آن، نیروی زمینی سپاه موفق می شوند نیروهای مستقر در ارتفاعات شمال شرقی حلبچه را تارومار کنند و این شهر را به محاصره خود درآورند.

در جریان آزاد سازی شهر حلبچه، چند روستای دیگر نیز از چنگال بعثیان خارج می شود. جان برکفان اسلام با محاصره کامل منطقه عملیاتی و تصرف ارتفاعات پرویند، قادیو، پنج قلعه و سویی هولت، ضربات سنگینی به یگان های دشمن مستقر در اطراف شهر حلبچه وارد می سازند که در این تهاجم و مرحله آزاد سازی شهر حلبچه، لشکر 63 از سپاه یکم، گردان های کماندویی لشکر 36 ، گردان تانک الطیب از لشکر 39، گردان های توپخانة 943 و 661 ، تیپ کماندویی سپاه چهارم تیپ 68 نیروی مخصوص گران یکم دفاع الوطنی، گردان 2 و 3 از تیپ 443، گردان زرهی الطیب از لشکر 18 پیاده و گردان های 7 و 19 احتیاط منهدم می شوند و جمع کشته ها و زخمی های ارتش عراق به بیش از 8000 نفر و آمار اسرای تخلیه شده به پشت جبهه به 3500 نفر می رسد همچنین مساحت اراضی آزاد شده به 800 متر بالغ می شود. یگان زرهی سپاه بدر در این مرحله از عملیات، با تیپ 80 زرهی دشمن درگیر می شود که با به کارگیری انگلیسی T.72 که در عملیات والفجر 8 به غنیمت گرفته بود، یک تیپ کامل دشمن را منهدم می سازد.

مرحله چهارم عملیات ولفجر 10

مرحله چهارم این عملیات در مورخه 29 اسفند، از دو محور شمالی و جنوبی و به قصد تصرف شهرهای نوسود،طویه و بیاره آغاز می شود. رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران با پشتیبانی و حمایت نیروهای مهندسی-رزمی سپاه، جهاد سازندگی، هوانیروز و نیروی هوایی ارتش، هجوم کوبنده خود را متوجه ارتفاعات مشرف بر شهر حلبچه می کند.

گروه تخریب با جمع آوری و خنثی سازی میادین مین، راههای عبور و رسیدن به قلب دشمن را باز می کند.

با گشوده شدند راه های عبور توسط تخریبچی های از جان گذشته، نیروهای خط شکن با هجومی دیگر به ارتفاعات اطراف شهر حلبچه ، شهر را از سلطه و دید مستقیم دشمن خارج کرده و

/ 0 نظر / 9 بازدید