عملیات طریق القدس

 

ویژگی های مهم عملیات طریق القدس

عملیات طریق القدس ، دو ماه پس از عملیات ثامن الائمه طراحی شد و در تاریخ 8/9/1360 به اجرا در آمد. ویژگی های مهم این عملیات عبارت بودند از

1 - افزایش وسعت منطقه عملیات : اعتماد به نفس رزمندگان و درک صحیح از نقاط ضعف و ناتوانی دشمن، همراه با افزایش ظرفیت به کارگیری تمامی امکانات موجود، که به انتخاب منطقه عملیاتی با وسعتی بیش از دو برابر منطقه عملیاتی ثامن الائمه انجامید.

2 - گسترش اهداف عملیاتی: رسیدن به مرزهای بین المللی، قطع کردن ارتباط بخش شمالی دشمن با بخش جنوبی آن( در منطقه اشغالی جنوب)، آزادسازی شهر مرزی بستان ، انهدام دشمن و پاک سازی مناطق، آزادسازی نیروهای خودی و ... بخشی از اهداف و نتایج عملیات را تشکیل می داد. افزایش سطح اهداف عملیاتی، نشان دهنده ظرافت، دقت برنامه ریزی در تدبیر و طراحی عملیات و همچنین حاکی از افزایش توان عملیاتی رزمندگان اسلام بود.

3 - افزایش سازمان دهی نیروهای مردمی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور مشخص در عملیات طریق القدس و به دنبال افزایش جذب نیروهای مردمی، سازمان رزم خود را گسترش داد. یکی از فرماندهان سپاه پاسداران، گسترش سازمان رزم سپاه را نتیجه تغییر وضعیت و فضای کار دانسته، می گوید:

"به خوبی توانستیم با تجدید نظر و سازماندهی نیروهایمان، بخش وسیعی از نیروهای مردمی که عامل موثری در این عملیات بودند را وارد صحنه کرده و تجارب با ارزشی به دست آوریم."

به عبارت دیگر، عملیات طریق القدس، تجلی گاه بارز حضور نیروهای مردمی در جبهه های جنگ بود که به دنبال پاک سازی جبهه انقلاب از عناصر آلوده و خائن، به منصه ظهور رسید.

4 - اتخاذ تاکتیک ویژه:طراحی عبور از رمل ، به عنوان محور شمالی عملیات ، یکی از ویژگی های عملیات و ناشی از خلاقیت و ابتکار متاثر از گسترش حضور نیروهای مردمی در جنگ بود که موجب دور خوردن دشمن و تضمین کننده پیروزی عملیات گردید. این طرح به قدری دور از انتظار دشمن بود که حتی اسرای دشمن همواره تاکید داشتند که رزمندگان اسلام به صورت هلی برد، در این محور وارد عمل شده اند - چرا که رمل به طور طبیعی، مانعی اساسی و غیر قابل قبول است - و این در حالی بود که رزمندگان جهت رسیدن به اهداف مورد نظر، هیچ استفاده ای از هلی کوپتر نکرده بودند.

"افرایم کارش" یکی از کارشناسان برجسته نظامی ، در ارزیابی عملیات طریق القدس ضمن تاکید شکل گیری تاکتیک جدید رزمندگان اسلام، می نویسد:

" عملیات طریق القدس، نتایج مهم عملیاتی در بر داشت. با این تلاش وسیع ایرانی ها در جنگ ، تا این مرحله ، قدرت برنامه ریزی عملیات و مهارت های فرماندهی و کنترلشان تا حد زیادی افزایش یافت. در واقع، این عملیات بیانگر لیاقت ایرانی ها در ایجاد و کنترل عملیات نظامی مختلف در سطح وسیع بود. ثانیا، پاتک بستان، ایران را قادر ساخت که برای اولین بار موفقیتی چشمگیر، تاکتیک های موج انسانی را که بعدها تاکتیک حاکم بر جبهه های جنگ شد، به مرحله آزمایش بگذارد.

 

 

علل انتخاب منطقه عملیاتی طریق القدس

پس از پاک سازی منطقه اشغالی در شرق رودخانه کارون در عملیات ثامن الائمه(ع)، هنوز در جبهه جنوب سه منطقه در اشغال دشمن قرار داشت که عبارت بودند از: غرب رودخانه کارون و شهر خرمشهر، منطقه بستان و سوسنگرد و منطقه غرب رودخانه کرخه. این مناطق از نظر وسعت، هدف، استعداد و گسترش نیروهای دشمن دارای موقعیت های متفاوتی بودند، بنابراین با توجه به توانایی و امکانات نیروهای خودی برای انجام عملیات، منطقه سوسنگرد و بستان برای عملیات انتخاب شد.

البته، در این زمینه اختلاف نظرهایی وجود داشت؛ فرماندهی وقت نیروی زمینی ارتش با تاکید بر این که دشمن در غرب رودخانه کرخه حضور دارد و می تواند جاده اهواز - اندیمشک را تهدید کند و از سوی دیگر، در جناح شمالی منطقه عملیاتی استقرار یافته و در صورت هر نوع پیشروی در این منطقه، جناح راست نیروهای خودی در شمال و عقبه آنها تهدید خواهد شد، لذا با اجرای عملیات در این منطقه مخالف بود و بدین خاطر، پیشنهاد می کرد که عملیات در منطقه غرب رودخانه کرخه انجام شود.

در مقابل، بر پایه انطباق توانایی و مقدورات خودی با موقعیت منطقه از نظر وسعت و حجم نیروهای دشمن، برخی دیگر از فرماندهان جنگ بر اجرای عملیات در منطقه بستان سوسنگرد اصرار می کردند. همچنین، آنها در پاسخ به استدلال مخالفان اجرای عملیات در این منطقه، بر چند موضوع تاکید داشتند؛ از جمله این که دشمن انگیزه و تمایلی برای آفند ندارد و در عین حال قادر به عبور از رودخانه کرخه و بستن جاده اهواز - اندیمشک نیست و اگر چنین بود، بی گمان پیش از این اقدام می کرد. افزون بر این عقیده، با توجه به روحیه نیروهای دشمن و فرماندهی متزلزل آنها، عراق قادر به پاتک موثر برای تهدید جناح راست عملیات و یا عقبه نیروهای عمل کننده نمی باشد، زیرا لازمه این امر خروج از مواضع پدافندی و تحمل تلفات است که دشمن آمادگی پذیرش آن را ندارد. بر همین پایه، پیش بینی می شود، دشمن در این منطقه، سرسختانه در مواضع فعلی پدافند کند.

در پی تغییر فرماندهی نیروی زمینی ارتش و مباحث طرح شده به هنگام انتخاب منطقه، عملیات آفندی در منطقه بستان و سوسنگرد در تقدم یکم قرار گرفت. دلایل این تقدم، ویژگی ها و امتیازات عملیات در این منطقه نسبت به سایر مناطق بود. دلایلی مانند:

1 - با توجه به توان نیروهای خودی نسبت به دو هدف دیگر، به آسانی دست یافتنی بود،

2 - نزدیکی بستان به مرزهای بین المللی و تامین مرز به عنوان یک هدف مهم قابل دسترس بود و از نظر سیاسی نیز بازتاب گسترده ای داشت،

3 - تصرف بستان، پیوستگی خطوط دشمن از مهران تا خرمشهر را از هم می گسست و امکان پشتیبانی متقابل شمال و جنوب بستان را از آن سلب می کرد،

4 - هر گونه تهدید اهواز از محور سوسنگرد - بستان مرتفع می شد،

بدین ترتیب، بر پایه ویژگی های مثبتی که منطقه عملیاتی بستان - سوسنگرد داشت، این منطقه برای اجرای عملیات انتخاب و اقدامات ضروری برای آماده سازی آن آغاز شد.

 

 

موقعیت منطقه

منطقه عمومی عملیات در شمال غربی اهواز قرار داشته و دارای زمین های مرتفع، پست و هموار می باشد، که از شمال به ارتفاعات الله اکبر، میش داغ و تپه های رملی، در جنوب به رودخانه نیسان و هویزه، در غرب، از یک سو به دغاغله و رودخانه نیسان و از سوی دیگر، به رودخانه سابله و نهر عبید و روستای صالح حسن و از آنجا به سمت تپه های رملی در شمال امتداد می یابد و از شرق به هورالهویزه و تنگه چزابه و مرزهای بین المللی محدود می شود.

زمین منطقه در شمال، رملی و از جنس ماسه های بادی است. سمت شیب ارتفاعات منطقه، از شمال غربی به جنوب شرقی و شیب زمین در مکان های مختلف، متفاوت است. رودخانه های این منطقه شامل رودخانه کرخه با عرض تقریبی 25 تا 400 متر و عمق یک و نیم تا دو متر است که عبور از آن بدون استفاده از پل های موجود، غیر ممکن می باشد؛ رودخانه کرخه کور در حمیدیه که از رودخانه کرخه منشعب شده و تغییر مسیر می دهد؛ نهر سابله به عنوان شاخه جدا شده از کرخه منشعب شده و تغییر مسیر می دهد؛ نهر سابله به عنوان شاخه جدا شده از کرخه و نهر نیسان به عنوان شاخه اصلی، جدا شده از کرخه که ابتدا به نام ماکلیه وارد سوسنگرد شده و از آنجا به بعد نهر نیسان نامیده می شود.

عوارض مصنوعی منطقه به این شرح: جاده آسفالته سوسنگرد - پل سابله - بستان؛ جاده معروف به تعاون که دشمن ساخته بود و از حد فاصل بستان - سابله به پل نیسان و به سمت جفیر امتداد داشت؛ میدان های مین و مواضع احداثی دشمن. آبادی های این منطقه شامل دهلاویه، بردیه، دغاغله، سابله، چزابه و دیگر روستاها می باشد.

 

 

وضعیت دشمن

ارتش عراق پس از ناکامی در تصرف سوسنگرد و پیشروی به سمت اهواز، در خارج از شهر و غرب سوسنگرد مواضع پدافند خود را با استفاده از موانع طبیعی و مصنوعی در محور جابرحمدان در شمال رودخانه کرخه و محورهای دهلاویه، سویدانی و هویزه در جنوب کرخه به گونه ای مناسب تحکیم و تثبیت کرد.

عراقی ها پس از عملیات ثامن الائمه(ع) و تحمل ضربه مهلک ناشی از آن، تمام توان خود را برای شناسایی تحرکات و مقاصد نیروهای خودی بسیج کرد و تا 60 درصد موفق به کشف این اطلاعات شد. اما به دلیل نقص اطلاعات، همچنان در تردید به سر می برد و در تجزیه و تحلیل خود به این نتیجه رسیده بود که یکی از راه کارهای احتمالی نیروهای خودی و تمرکز "تلاش اصلی" برای عملیات، در محور غرب سوسنگرد، عبور از پل سابله به سمت بستان و نیز"تلاش پشتیبانی"، از شمال کرخه و محور الله اکبر، جنوب ارتفاعات رملی به سمت غرب و تنگه چزابه می باشد. دشمن برای مقابله با این راه کارها، ترکیب و شکل استقرار نیروهای خود را با استفاده از موانع موجود آرایش داد. ارتش عراق که برای پشتیبانی و تقویت نیروهای خود به پل های روی رودخانه های کرخه و سابله و جاده های شمالی - جنوبی متکی بود، حفاظت و حمایت از پل ها را تشدید کرد. در عین حال، عوارض رودخانه های منطقه تحرک فوق العاده و پشتیبانی سریع را برای دشمن غیرممکن کرده بود.

 

 

استعداد دشمن

نیروهای دشمن در شمال کرخه شامل تیپ 26 زرهی از لشکر 5، تیپ 93 پیاده از لشکر 4 پیاده کوهستانی، گردان 1 پیاده از تیپ 23، تیپ 31 و 32 نیروهای مخصوص و نیروهای جیش الشعبی بود.

نیروهای دشمن در جنوب کرخه شمال تیپ های 25 مکانیزه و 16، 30 و 96 زرهی از لشکر 6 زرهی، تیپ 48 پیاده از لشکر 11 پیاده، تیپ 12 زرهی از لشکر 3 زرهی، یکی گردان از تیپ 32 نیروی مخصوص، گردان 20 دفاع الواجبات، نیروهای کماندویی لشکر 7 پیاده و نیروهای جیش الشعبی بود.

دشمن پس از آگاهی از سمت تک نیروهای خودی اقدامات زیر را انجام داد:

1 - جابه جایی تیپ 30 زرهی با تیپ35

2 - تقویت منطقه غرب سوسنگرد با تیپ 30 نیروی مخصوص؛

3 - تمرکز تیپ 31 نیروی مخصوص و گروه های کماندو در شمال کرخه، تنگه چزابه و پل های کرخه؛

4 - ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 12 در شمال کرخه و تنگه چزابه به عنوان نیروی احتیاط و پاتک؛

5 - ایجاد تمرکز در تیپ 48 پیاده و تیپ 93 در مثلث فینیخی و شمال کرخه؛

6 - ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 26 شمال کرخه به ویژه خطوط دوم؛

7 - تقویت خطوط دفاعی غرب سوسنگرد با تیپ 30 زرهی، گردان های طارق و المثنی؛

8 - جابه جایی تیپ 10 زرهی از منطقه مسیله به حوالی قرارگاه لشکر 6 زرهی به عنوان احتیاط آن لشکر برای اجرای تک در منطقه غرب سوسنگرد؛

9 - تمرکز در ذخیره مهمات توپخانه و تانک و سلاح ضد تانک و ضد هوایی و افزایش مهمات خطوط اول؛

10 - تمرکز در تقویت نیروی حمایت از پل ها و تقویت سلاح و مهمات مربوط به آن.

 

 

آمادگی برای عملیات

مهم ترین اقدامات نیروهای خودی حد فاصل عملیات های ثامن الائمه(ع) تا طریق القدس، عبارت بود از:

1 - شناسایی خطوط و عمق دشمن؛ مهمترین شناسایی عمق با هدف انهدام دشمن در شمال غربی رودخانه نیسان شاملی منطقه غرب سوسنگرد و حاشیه هور و از پشت دشمن در روستاهای دفار، نهرکسر، شیخ محمود و تا حوالی بیت نعمه می شد. برای شناسایی معابر خودی به دشمن و برعکس، شناسایی موانع مصنوعی شاملی میادین مین، خاکریزها و سایر تاسیسات و نیز شناسایی و ثبت تحرکات و استعداد پشتیبانی دشمن اعم از هوایی، هوانیروز، توپخانه و پدافند هوایی اقداماتی انجام گرفت."همچنین، منطقه شمال کرخه در حدفاصل جناح دشمن و ارتفاعات میشداغ در منطقه رملی نیز شناسایی شد که اطلاعات آن بسیار حائز اهمیت بود و منجر به طرح ریزی عملیات به صورت احاطه ای شد و جاده معروف بر روی منطقه رملی نیز بر اساس همین اطلاعات و برابر نیاز عملیات احداث شد و بدین ترتیب، امکان دسترسی نیروهای خودی در خیز اول به عقبه دشمن در تنگه چزابه فراهم شد.

2 - سازمان دهی نیروهای مردمی به کوشش و تدبیر سپاه پاسداران، به گونه ای که در محاسبات عملیات، میزان استعداد و توان سپاه به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده در آغاز عملیات و کسب موفقیت مورد تاکید قرار گرفت.

3 - طرح ریزی عملیات بر پایه شناسایی از منطقه و توان موجود نیروهای خودی و انجام دادن برخی جابه جایی ها و تقویت منطقه که با ظرافت و دقت خاصی انجام گرفت.

4 - نزدیک کردن خطوط خودی به دشمن با ایجاد خاکریزهای کوتاه.

5 - اجرای طرح آب برای محدود کردن خطوط پدافندی و آزاد کردن نیرو.

6 - احداث جاده ای به طول 15 تا 20 کیلومتر در زمین های رملی شمال منطقه عملیاتی. کوشش برادران جهاد سازندگی.

در پی شهادت برخی از فرماندهان ارتش و سپاه پس از عملیات ثامن الائمه(ع)، انتصاب های جدید موجب تغییراتی در مدیریت جنگ شد که در گسترش و تعمیق همکاری سپاه و ارتش نقش به سزایی داشت.

 

 

طرح عملیات

ماموریت و اهداف

در طرح عملیات پیش بینی شده بود که نیروهای سپاه و ارتش می بایست با عملیات آفندی وسیع و انهدام گسترده قوای دشمن در این منطقه، توان رزمی و میل جنگ جویی نیروهای متجاوز را به شدت کاهش دهند و برای اجرای آفند نهایی جهت بیرون راندن دشمن از سرزمین های اشغالی آماده باشند. اهداف این عملیات عبارت بودند از:

1 - قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب با تصرف و تامین تنگه چزابه

2 - آزادسازی شهر بستان و 70 روستای دیگر

3 - رسیدن به مرز بین المللی در منطقه شیب و هورالعظیم

4 - آزادسازی منطقه ای به وسعت نزدیک به 350 کیلومتر مربع

در واقع، لازمه اجرای این ماموریت، تامین سه هدف شامل بستان، غرب سوسنگرد تا هور و شمال رودخانه نیسان بود. این اهداف تاثیر متقابل و یکسانی بر یکدیگر داشتند و تامین یکی از آنها بدون تامین دو هدف دیگر و یا حداقل، هدف مجاور، ممکن نبود و نگهداری هدف را بی نهایت مشکل و حتی غیرممکن می ساخت.

سازمان رزم

نیروهای شرکت کننده از ارتش جمهوری اسلامی در این عملیات عبارت بودند از:

- تیپ 1 زرهی از لشکر 16 قزوین

- تیپ 1 از لشکر 77 پیاده خراسان

- تیپ 3 زرهی از لشکر 92 زرهی اهواز

همچنین سه گردان توپخانه تقویت شده برای کمک مستقیم به تیپ های عمل کننده مامور شده بودند.

نیروهای شرکت کننده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در این عملیات عبارت بودند از:

- تیپ 1 عاشورا به استعداد 9 گردان پیاده

- تیپ 2 کربلا به استعداد سه گردان پیاده

- تیپ 3 امام حسین(ع) با هشت گردان پیاده

- تیپ 4 امام سجاد(ع) با چهار گردان پیاده

- تیپ امام حسن(ع) با سه گردان به عنوان احتیاط.

در مجموع، استعداد نیروهای ارتش شامل شش گردان تانک، شش گردان مکانیزه و یک گردان پیاده و 30 آتشبار توپخانه بود. استعداد نیروهای سپاه نیز شامل 27 گردان پیاده، دو گردان مکانیزه، یک گردان تانک و دو گردان تقویت شده ادوات بود.

در این طرح بر اساس گزارش قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، توان رزمی نیروهای خودی و دشمن این گونه مقایسه شده است:

((از نظر تعداد تانک به نسبت 5/2 به یک و از نظر تعداد یگان های مکانیزه به نسبت دو به یک بر او برتری داریم و از نظر تعداد نفربر یک به یک مساوی و از نظر یگان های پیاده ما با احتساب سپاه پاسداران به نسبت چهار به یک بر او برتری داریم. از نظر آتش توپخانه، ما به نسبت 2.5 به یک بر او برتری داشته ولی چنانچه محدودیت مهمات همچنان ادامه یابد و مرتفع نگردد، این نسبت تقلیل می یابد... دشمن با توجه به دارا بودن یک تحرک عالی و احداث جاده در منطقه اشغالی دارای امکانات یک واکنش سریع و شدید در مقابل ما بوده و نسبت دارا بودن یگان احتیاط و تقویت در سطح تیپ زرهی با مکانیزه سه به یک به نفع دشمن برآورد می شود.))

این گزارش عنصر اصلی برتری بر دشمن را حضور سپاه و روحیه تهاجمی اش می داند:

((تفوق غیرقابل انکار ما بر دشمن میل جنگ جویی و روحیه تهاجمی سپاه پاسداران می باشد که به نیروهای رزمنده ارتش نیز توانایی تازه می دهند.))

همچنین، در این گزارش آمده است که دشمن، از نظر وضعیت زمین و نیروهای هوایی بر نیروهای خودی برتری دارد. در پایان گزارش نیز به عنوان نتیجه گیری آمده است:

((از نظر عوامل فیزیکی، توان رزمی به غیر از یگان های پیاده و احتمالا توپخانه برتری با دشمن ولی از نظر عوامل نامحسوس مانند روحیه تهاجمی نیروهای رزمنده و میل به پایان دادن جنگ و شکست متجاوز، برتری با ما خواهد بود.))

بنابراین، در برآورد قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی عنصر اصلی برتری نیروهای خودی بر دشمن نیروهای پیاده و از نظر عوامل نامحسوس، "روحیه تهاجمی و میل جنگ جویی" ذکر شده است که اساسا هر دو مورد متکی بر حضور نیروهای سپاه بود.

طرح مانور

در طرح ریزی عملیات طریق القدس، بر پایه تجارب به دست آمده از عملیات های پیشین و شناختی که از تدابیر پدافندی دشمن مبنی بر "پدافند عمق دار" و پاتک های سریع سنگین وجود داشت، دست یابی به نیروهای احتیاط دشمن مورد تاکید قرار گرفت. با توجه به این که مواضع دشمن در محور شمالی شامل رودخانه کرخه واقع در غرب تپه های الله اکبر به لحاظ وضعیت زمین، ضعیف بود و همچنین، دشمن درک روشنی از طرح عملیات این محور نداشت، لذا این منطقه به عنوان "تاکتیک ویژه عملیات" که عبور از منطقه رملی و دور زدن رده های دوم و سوم دشمن در عمق بود، مورد توجه سپاه قرار گرفت.

در این حال، برادران قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش در جنوب، بنابر تفکر کلاسیکی، عملیات در این محور را بسیار سخت و تا اندازه ای ناممکن می دانستند. در برآورد آنی قرارگاه از طرح مانور چنین است:

((در شمال کرخه برای تک به دشمن و تامین هدف خود در شمال بستان ما مجبور به عبور از مواضع بسیار مستحکم پدافندی دشمن هستیم که به شکل عصا بوده که دارای 8/5 کیلومتر طول و در جنوب به مانع رودخانه کرخه و در شمال به تپه های رملی دامنه میشداغ متکی می گردد.))

در این برآورد همچنین با توجه به امکان مانور در این منطقه، آمده است:

((هرگونه مانور احاطه ای یا دورانی توسط نیروهای زرهی و مکانیزه غیر مقدور بوده و در صورت عدم موفقیت نیروهای پیاده و پاسدار - که باید به هر طریق در این مانع نفوذ کرده و آن را ساقط نمایند - پیاده و پاسدار - که باید به هر طریق در این مانع نفوذ کرده و آن را ساقط نمایند - ما مجبور به اتخاذ تک جبهه ای به این مانع و تمرکز تلاش در چند نقطه برای رخنه در آن هستیم و بخوبی روشن است که تک جبهه ای نیروهای زرهی و مکانیزه به چنین مانع عظیمی اگر صددرصد با شکست توأم نباشد، با تلفات و ضایعات غیرقابل تصوری همراه خواهد بود.))

بنابر این تحلیل، نیروهای ارتش که بیشتر زرهی و مکانیزه بودند، با توجه به زمین منطقه، عقیده داشتند که امکان تک جبهه ای ناممکن است و عبور نیروهای سپاه از منطقه رملی را با توجه به مشکلات آن، تا اندازه ای دشوار می دانستند. به عقیده آنها اگر عملیات از این محور صددرصد با ناکامی همراه نباشد، دست کم دارای تلفات و ضایعات غیرقابل تصوری خواهد بود. به همین دلیل در این برآورد تاکید شده است:

((مگر آن که این موانع قبل از هجوم یگان های تانک و مکانیزه با اجرای تک سریع و توام با غافل گیری یگان پیاده و به ویژه سپاه پاسداران از زمین های رملی شمالی، تسخیر و سقوط کرده و با استفاده از معابر ایجاده شده در میادین مین و برداشتن سیم های خاردار و مواضع ضد تانک و بریدن خاکریز نیروهای مکانیزه و زرهی به خاکریزهای بعدی مانور نماید.))

بدین ترتیب، برادران قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش در جنوب طرح ریزی عملیاتی بر پایه عبور نیروهای سپاه از تپه های رملی در شمال را به عنوان محور اصلی تهاجم، نادرست ارزیابی کرده و بر این باور بودند که ناکامی در این محور، به ناکامی در سایر محورها می انجامد؛ در صفحه 7 این برآورد نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی آمده است:

((مشکل بزرگ کار ما تک سریع و غافلگیر کننده سپاه پاسداران و عناصر پیاده با دور زدن جناح شمالی و سرازیر شدن به سنگرهای متجاوز در داخل خاکریز است که باید دقیقا طرح ریزی، شناسایی، محاسبه تهیه و تدارک و سپس اجرا گردد.))

تردیدهای موجود در برآورد قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی سبب شد تا فرماندهی وقت این نیرو، سرهنگ صیاد شیرازی، پس از مطالعه این برآورد و تشکر از تهیه کنندگان آن، که بر اساس"آگاهی های علمی و تخصصی خود" و "واقعیت های موجود در میدان نبرد" آن را تهیه کرده بودند، نکاتی را به آنها گوشزد کند که بسیار با اهمیت بود:

((همان طوری که کرارا تذکر داده ام بسیاری از کیفیت های رزمی کلاسیک یگان های ما حقیقت ندارد و بسیاری کیفیت های رزمی جدید در صحنه های رزم ما ظهور کرده است که برادرانم تقریبا شناخت کاملی از آن نداشته و آن را در برآورد خویش منظور نمی کنند.))

شهید صیاد شیرازی همچنین در حاشیه متن برآورد نوشت:

((ترکیب مقدس نیروهای رزمنده ارتش و سپاه در صورتی که به خوبی به کار گرفته شود و هدایت گردند، بسیاری از موارد ذکر شده در بند معایب را خنثی می کند.))

در ادامه این حاشیه آمده است:

((با عدم شناختی که دشمن به این کیفیت ها دارد و پشتیبان واقعی ما خدا می باشد، حمله را آغاز و به یاری پروردگار یکتا، پیروزی شایسته را نصیب رزمندگان اسلام خواهیم کرد.))

بدین ترتیب، با وجود برخی تردیدها طرح ریزی مانور عملیات از محورهای مختلف انجام گرفت که به آن اشاره می شود:

1 - شمال رودخانه کرخه به عنوان تلاش اصلی

چنان که ذکر شد عملیات در این محور از اهمیت ویژه ای برخوردار بود؛ زیرا دشمن تصور نمی کرد که نیروهای خودی از این محور دست به حمله بزنند؛ علاوه بر آن همزمان با آغاز درگیری، نیروهای احتیاط نیز می توانستند به عمق دشمن تعرض کنند و در صورت کسب موفقیت، عملیات در محور جنوبی با تک جبهه ای می توانست موفق شود.

در این محور، تیپ 4 امام(سجاد)، به همراه یک گردان تانک ارتش ماموریت داشتند با پشت سر گذاشتن استحکامات دشمن، و پیشروی در عمق، با استفاده از جاده ای که جهاد سازندگی احداث کرده بود، به تنگه چزابه حمله کنند و تیپ امام حسین(ع) و تیپ 3 لشکر 92 زرهی نیز ماموریت داشتند در تک جبهه ای با دشمن درگیر شوند.

2 - غرب سوسنگرد (از جنوب رودخانه کرخه تا رودخانه میسان)

گستردگی زمین منطقه، هدف های متعدد موجود که در آن، جبهه ای بودن عملیات و نیز مواضع مستحکم دشمن در این منطقه، موجب انتخاب دو محور شد:

الف - جاده سوسنگرد - بستان، از دهلاویه تا نهر سابله: هدف این محور در الحاق با تیپ امام حسین(ع) و تصرف بستان بود، لذا این محور اهمیت خاصی داشت. اساسا موفقیت در این محور به طور کامل بستگی به موفقیت در محور شمالی(عبور از تپه های رملی) داشت.

در این محور تیپ 2 از لشکر 16 زرهی ارتش و تیپ 2 پیاده کربلا از سپاه ماموریت داشتند، با حمله به مواضع دشمن و انهدام آنها، پل های سابله را تصرف کرده و با تامین جناح جنوبی پل حاج مسلم و تامین شهر بستان، پس از عبور از پل رمیم، تا منطقه جنوب پل ابوچلاچ را تامین کنند. در این محور نیز مقرر شد، ابتدا نیروهای سپاه با حمله به مواضع دشمن و انهدام آنها، هدف ها را تصرف و تامین کنند، سپس تامین کنند، سپس تیپ 2 از لشکر 16 برای پشتیبانی تک، وارد عمل شود.

ب - از میله 2 تا دغاغله: هدف اصلی در این محور، انهدام نیروهای دمشن در منطقه شمال رودخانه نیسان بود. در این محور تیپ 1 از لشکر 16 زرهی ارتش و تیپ 1 پیاده عاشورا از سپاه ماموریت داشتند که همزمان با محورهای دیگر، تک را آغاز کنند و پس از انهدام دشمن و تصرف و تامین پل ها و سرپل ها دشمن، روی رودخانه نیسان و حاشیه آن، ضمن پدافند در کناره شمالی این رودخانه، بنا به دستور آماده شوند تا در جنوب این پل ها، ادامه تک دهند و نیروهای دشمن را در این منطقه منهدم کرده و پی از آن، در حد فاصل آب گرفتگی هویزه تا روستای ابوسخیل(رفیع) پدافند کنند.

 

 

تشریح عملیات

با وجود مشکلاتی که در زمان طرح ریزی و تهیه مقدمات علمیات طریق القدس وجود داشت - از جمله احداث جاده در منطقه تپه های رملی - عملیات در ساعت 30 دقیقه پس از نیمه شب 8 آذر 1360 با رمز "یاحسین(ع)" و با تکیه بر تاکتیک ویژه یعنی عبور نیروهای سپاه از منطقه رملی به عنوان محور اصلی تهاجم، آغاز شد. به هنگام شروع عملیات باران به شدت می بارید و همین امر سبب شد تا نیروهای دشمن - علی رغم هوشیاری نسبی - تصور کنند، ریزش باران موجب انصراف رزمندگان از اجرای عملیات خواهد شد، به همین دلیل، با خیال آسوده به درون سنگرهای خود خزیدند. در حالی که بارش باران در منطقه رملی موجب چسبندگی در سطح زمین و در نتیجه، سهولت در حرکت نیروها شد.

در محور شمالی رزمندگان برای تصرف و تامین تنگه چزابه، از سه محور عمل کردند. در محور اول؛ نیروهای خودی"خاکریز عصا شکل" دشمن را به عنوان خاکریز خط مقدم تصرف و منطقه جابرحمدان تا تپه های شنی را پاکسازی کردند. در محور دوم؛ این نیروها از دیدگاه شماره1، در تپه های شنی وارد عمل شده و موفق به انهدام احتیاط رده اول دشمن شدند. در محور سوم که از دیدگاه شماره 3 در شماله تپه های شنی آغاز شده بود، نیروهای خودی با دو فلش، نیروهای احتیاط رده دوم و توپخانه دشمن را مورد حمله قرار دادند.

در این حال، دشمن که به هیچ وجه انتظار حمله در حالت بارانی، آن هم در محور شمالی را نداشت، کاملا غافل گیر شد. رده های اول و دوم احتیاط و توپخانه دشمن که در این منطقه مستقر بودند از پشت مورد حمله قرار گرفتند و در کمتر از یک ساعت پس از شروع درگیری، آتش توپخانه دشمن خاموش شد و تعداد 19 قبضه توپ 152 میلیمتری، سالم به دست نیروهای خودی افتاد. اجرای مانور با تانک های غنیمتی - در عملیات ثامن الائمه(ع) - دشمن را در این محور کاملا گیج کرده بود، زیرا دشمن در حالی که هرگز حتی عبور نیروهای پیاده را از روی تپه های رملی تصور نمی کرد و این امر را تنها با هلی برد امکان پذیر می دانست، شاهد حضور تانک های ایران در مقابل خود بود. با نفوذ نیروهای خودی به عمق مواضع دشمن از محور شمال، مقر تیپ 26 زرهی از لشکر 5 عراق تسخیر شد و کلیه نیروهای این تیپ - به جز شمار اندکی از فرماندهان آن - به هلاکت رسیدند.

در محور جنوبی، حمله نیروهای خودی از دو محور و با هدف تصرف بستان و انهدام نیروهای دشمن در شمال منطقه نیسان آغاز شد، ولی با وجود موفقیت در برخی از محورها، پیشروی نیروها بنا به دلایلی از جمله هوشیاری دشمن، متوقف شد. چنان که در محور دهلاویه، با آن که نیروهای خودی از موانع و استحکامات دشمن عبور کرده و پل سابله را تصرف کردند، ولی در یک تک جبهه ای و با افزایش فشار دشمن، در جاده بستان زمین گیر شدند. در محور سویدانی نیز، نیروهای خودی با وجود پیشروی در مواضع عراق و تصرف یکی از پل های دشمن بر روی رودخانه نیسان، با روشن شدن هوا مجبور شدند در مواضع مناسب تری استقرار یابند.

پیروزی کامل عملیات در محور شمالی و لزوم تداوم آن سبب شد تا شهر بستان که از اهداف محور جنوبی بود، در ساعت 9 صبح روز اول عملیات به دست نیروهای محور شمالی آزاد شد. عراقی ها که در نزدیکی پل سابله مستقر بودند، می توانستند با پاتک خود تمام دست آوردهای عملیات را تهدید کرده و بستان را دوباره به اشغال درآورند. به همین دلیل کلیه تلاش ها در روز اول و شب دوم به تثبیت منطقه تصرف شده معطوف شد. اما هوشیاری دشمن، جبهه ای بودن تک و تعجیل در اجرای عملیات موجب ناکامی در محور جنوبی شد.

 

 

واکنش دشمن

در نخستین ساعات روز اول عملیات، یگان های زرهی و مکانیزه دشمن برای جلوگیری از حمله نیروهای خودی به داخل تنگه چزابه و ممانعت از پیشروی آنها، دست به پاتک زدند.

مسدود بودن جاده بستان به شیب سبب شد که نیروهای تقویتی دشمن از محور عماره شیب وارد منطقه عملیات شوند. در این حال، نیروهای خودی تمام تلاش های سنگین اولیه نیروهای دشمن را در داخل تنگه چزابه و نزدیک پل سابله سرکوب کردند. در همین حال بمباران شدید شهر بستان در دستور کار نیروهای عراقی قرار گرفت.

دشمن برای بازپس گرفتن منط

/ 0 نظر / 12 بازدید